آنتونی هاپکینز از هیچ چیز انتظار ندارد و همه چیز را می پذیرد

0


بدیهی است که بسیاری از افراد در همه موارد بسیار مهم سرمایه گذاری می کنند. فکر می کنید چرا احساس متفاوتی دارید؟

“خوب ، وقتی جوان تر بودم ، بلند پرواز بودم و می خواستم موفق شوم. و فکر نمی کنم مشکلی در این کار وجود داشته باشد. [Now] به پشت خم می شوم ، و می گویم ، “خوب ، می دانی ، من زندگی بزرگی داشته ام ، بسیار خوش شانس بوده ام و فراتر از تصورات من جایی است که زندگی من مرا به آن سو برده است.” بنابراین به همین دلیل است که فکر می کنم می توانم در آرامش و آرامش باشم و فقط بگویم: “خوب ، بهترین کاری را که می توانید انجام دهید ، آنچه را که می توانید انجام دهید ، اما سرانجام مسئله بزرگی نیست زیرا یک روز همه ما می میریم ” [laughs] این حقیقت است. دهه گذشته ، فکر می کنم ، روی من آمد: “آه ، بیا ، فقط استراحت کن ، لذت ببر ، کار خود را انجام بده ، ادامه بده. اگر آنها می خواهند شما کار کنید ، و اگر آنها می خواهند این کار را انجام دهند ، این کار را انجام دهید ، بروید ، حاضر شوید ، خطوط خود را بیاموزید ، و می دانید ، و با آن کمی سرگرم شوید – این همه لعنت را جدی نگیرید. ” زیرا بسیاری از مردم در این جهان با درد وحشتناک ، و تنهایی ، ناراحتی و گیجی رنج می برند. و من فکر می کنم ، خدای خوب ، من خیلی خوش شانس هستم. می دانید ، من زندگی بزرگی داشته ام. شما نمی توانید همیشه در یک سطح بالا زندگی کنید. شما باید با واقعیت زندگی کنید: زندگی نبرد است. زندگی برای همه دردناک است ، زیرا ما متولد شده ایم و پس از آن دچار غم و اندوه می شویم و در نهایت باید از همه آن خداحافظی کنیم. اما به دلایلی متناقض در مورد آن احساس خوبی دارم. من فکر می کنم ، “اوه ، همین.” اگر کسی بخواهد شغل دیگری به عنوان بازیگر به من بدهد ، اکنون 82 ساله هستم. من در پایان سال 83 ساله می شوم. و اگر کسی آنقدر احمقانه باشد که بتواند قسمت دیگری از فیلم را به من بدهد ، من این کار را می کنم ، ظاهر می شوم ، مطمئن می شوم که حافظه من شکل گرفته است ، و من هم خوب و خوب می مانم و کار را انجام می دهم و آن را جدی نمی گیرم و کمی با آن سرگرم شوید ، با ادب و احترام با مردم رفتار کنید. و این همان کاری است که من انجام می دهم. و سپس منافع ، پاداش بسیار عالی است ، اگر فقط برای مردم خوشایند باشید. فقط راحت باش درباره مردم قضاوت نکنید. من قصد ندارم در مورد کسی قضاوت کنم و این کاری نیست که مردم در مورد من چه بگویند یا درباره من فکر کنند اگر حتی آنها به من فکر کنند. من کاری را که انجام می دهم انجام می دهم زیرا انجام آن را دوست دارم. و فکر می کنم رضایت من ، آرامش من است …[laughs] … دوست دارم یک فنجان چای با همسرم بخورم. شاید چند تا کوکی یا چیزهایی از این قبیل. من زیاد پیانو می زنم ، نقاشی می کشم ، با گربه ام ، نیبلو بازی می کنم. “

این مواردی است که شما را در امروز خوشحال می کند؟

“خوب ، شما می دانید ، من الان چندین ماه است که در قرنطینه اینجا هستم. و من این وضعیت را برای آنچه هست قبول دارم ، فکر کنید ، “خوب ، یک روز فقط امیدوارم که آنها راهی برای عبور از این راه پیدا کنند.” اما من فکر می کنم این یک تنظیم مجدد برای کل بشریت خواهد بود. همه این مسائل ، آن آشوبی که در جریان است ، من فقط فکر می کنم ، “خوب ، این روشی است که همیشه بوده است.” چیزی که من را در چشم انداز نگه می دارد – و این کمی حدس می زند ، حدس می زنم – اما من قبل از جنگ جهانی دوم متولد شدم ، بنابراین من الان یک پیرمرد هستم ، بنابراین پس از جنگ ، جنگ جهانی دوم را به یاد می آورم . من آن موقع بودم ، چه؟ شش ، هفت ساله بنابراین من به اندازه کافی بزرگ شده بودم که می توانم ویرانی کل یک جهان را درک کنم. من در ولز زندگی می کردم و شهرهای اطراف ، درست در غرب ما ، توسط هواپیماهای آلمانی بمباران شدند و لندن ، کاونتری ، همه شهرها و ویرانی های اروپا تخریب شد. و من گاهی اوقات گوگل می کنم و برمی گردم به دیدن وضعیت اروپا ، آوارهای اروپا فقط 80 سال پیش یا 75 سال پیش – می دانید ، میلیون ها نفر در آن رویارویی نابود شدند. منظور من ، 40 تا 50 میلیون نفر است ، آنها تخمین می زنند. به اطراف نگاه می کنم ، فکر می کنم ، “خوب ، بله ، من آن را تجربه کرده ام.” من اکنون به زندگی ما نگاه می کنم: “خوب ، بله ، این خوب نیست ، اما ما از این بدتر هم عبور کرده ایم.” ما از این بدتر گذشته ایم. و من یک فیلسوف نیستم ، یک جامعه شناس نیستم ، یک دانشمند نیستم. من هیچ ایده ای در مورد این که چه چیزی است ندارم. اما مردم همه گیر آنفلوانزا ، که باعث کشته شدن میلیون ها نفر در سال 1919 ، و مرگ سیاه در دوران تاریکی شده اند ، زندگی کرده اند. و ما از طریق اینها آمده ایم. می دانید ، آنفولانزای ویروس در سال 1957 ، من بسیار بیمار بودم ، اما از آن جان سالم به در بردم و هزاران نفر در آن دوره جان دادند ، اما من از آن جان سالم به در بردم. و من فکر می کنم واقعیتی که من زنده مانده ام به من احساس امید می دهد. و من سعی می کنم به بچه های جوان ، به جوانان ، افرادی که در تجارت من هستند و تلاش می کنند گسترش پیدا کنم. من می گویم ، فقط آویزان ، فقط ادامه دهید. فقط آنچه را در پیش دارید انجام دهید ، سعی کنید بهترین کاری را که می توانید انجام دهید. “

.