A place where you need to follow for what happening in world cup

بخوانید: بیانیه افتتاحیه امی كاری بارت پیش از جلسه دادگاه عالی (متن كامل)

0



من از سناتور یانگ برای معرفی من تشکر می کنم ، همانطور که در جلسه استماع من برای حضور در مدار هفتم انجام داد. من از سناتور براون برای حمایت سخاوتمندانه اش تشکر می کنم. و من مخصوصاً از رئیس سابق پتی اوهارا از دانشکده حقوق Notre Dame سپاسگزارم. او نزدیک به 20 سال پیش مرا به عنوان استاد استخدام کرد و از آن زمان مربی ، همکار و دوست بوده است.

من از اعضای این کمیته – و سایر همکاران شما در مجلس سنا – که از زمان معرفی من وقت خود را صرف ملاقات با من کرده اند ، سپاسگزارم. این دیدار با شما یک امتیاز بوده است.

همانطور که گفتم هنگامی که من به عنوان یک دادگستری معرفی شدم ، من عادت کرده ام که در یک گروه 9 نفره – خانواده ام باشم. هیچ چیز برای من مهمتر نیست و من از داشتن آنها در پشت خودم بسیار افتخار می کنم.

من و شوهرم جسی 21 سال است که ازدواج کرده ایم. او در هر مرحله از زندگی شریک ایثارگر و فوق العاده ای بوده است. من یک بار از خواهرم پرسیدم ، “چرا مردم می گویند ازدواج سخت است؟ من فکر می کنم این آسان است. ” او گفت ، “شاید شما باید از جسی بپرسید اگر او موافق است.” تصمیم گرفتم از توصیه های او استفاده نکنم. من می دانم که من در عشق بسیار خوش شانس تر از آن چیزی هستم که لیاقت آن را دارم.

من و جسی پدر و مادر هفت فرزند شگفت انگیز هستیم. اما دانشجوی سال دوم دانشگاه است که ممکن است پدر و مادرش را در حرفه وکالت دنبال کند. ویویان از هائیتی به ما مراجعه کرد. وقتی او وارد شد ، آنقدر ضعیف بود که به ما گفتند ممکن است هرگز به طور عادی راه نرود و صحبت نکند. او اکنون به اندازه مردان ورزشکار در سالن بدن سازی ما را دفع می کند و من به شما اطمینان می دهم که او در صحبت کردن مشکلی ندارد. تس 16 ساله است و در حالی که عشق والدین خود را نسبت به هنرهای لیبرال مشترک دارد ، او همچنین دارای یک ژن ریاضی است که به نظر می رسد نسل والدینش را فراموش کرده است. جان پیتر اندکی پس از زلزله ویرانگر در هائیتی به ما پیوست و جسی ، که وی را به خانه آورد ، هنوز هم شوک صورت جی پی را هنگام پیاده شدن از هواپیما در زمستان شیکاگو توصیف می کند. هنگامی که این شوک از بین رفت ، JP تصور کرد خوشبختانه خوش شانس است که هنوز از ویژگی های امضای وی است. لیام باهوش ، قوی و مهربان است و برای خوشحالی ما ، او هنوز هم دوست دارد با مادر و بابا فیلم ببیند. جولیت ده ساله در حال حاضر با نوشتن چندین مقاله و داستان کوتاه ، از جمله یکی از مواردی که اخیراً برای انتشار ارسال کرده است ، هدف خود را برای نویسنده شدن دنبال می کند. و کوچکترین ما – بنیامین ، که دارای سندرم داون است – مورد اتفاق نظر خانواده است.

خواهر و برادرهای خودم اینجا هستند ، برخی در اتاق شنوایی و برخی دیگر در نزدیکی. کری ، مگان ، آیلین ، آماندا ، ویویان و مایکل قدیمی ترین و عزیزترین دوستان من هستند. ما هم در بخشهای شاد و هم در زندگی سخت یکدیگر را دیده ایم و من بسیار سپاسگزارم که اکنون آنها با من هستند.

والدین من ، مایک و لیندا کونی ، از خانه خود در نیواورلئان تماشا می کنند. پدر من وكیل و مادرم معلم بودند ، كه توضیح می دهد چگونه من به عنوان استاد حقوق به سرانجام رسیدم. از همه مهمتر ، پدر و مادرم برای من و شش خواهر و برادرم یک زندگی خدمتی ، اصولی ، ایمانی و عاشقی را الگوبرداری کرده اند. به یاد دارم که برای یک املای زنبور عسل در کلاس دبستان در برابر پسری در کلاس من آماده شده بودم. برای تقویت اعتماد به نفس من ، پدر آواز خواند ، “هر کاری پسران می توانند انجام دهند ، دختران می توانند بهتر انجام دهند.” حداقل همانطور که آن را به یاد می آورم ، راه خود را برای پیروزی هجی کردم.

من همین تشویق را از معلمان فداکار در سنت ماری دومنیکن ، دبیرستان تمام دخترانم در نیواورلئان دریافت کردم. وقتی به دانشگاه رفتم ، هرگز به ذهنم خطور نمی کرد که کسی دختران را نسبت به پسران توانایی کمتری بداند. سال اول تحصیل ، در یک کلاس ادبیات شرکت کردم که با گرایش های برتر انگلیسی زبان بود. وقتی اولین سخنرانی خود را – در صبحانه در تیفانی – انجام دادم ، ترسیدم که شکست خورده باشم. اما استادم مرا با اعتماد به نفس پر کرد ، استاد راهنما شدم ، و – هنگامی که در رشته زبان انگلیسی فارغ التحصیل شدم – آثار جمع آوری شده ترومن کاپوت را به من داد.

اگرچه من تحصیلات تکمیلی را به زبان انگلیسی در نظر می گرفتم ، اما تصمیم گرفتم علاقه من به کلمات برای رمزگشایی اساسنامه ها بیشتر از رمان باشد. من خوشبختانه مشاوران حقوقی شگفت انگیزی داشتم – به ویژه قاضیانی که من برای آنها کار می کردم. قاضی افسانه ای لورنس سیلبرمن از مدار DC اولین کار خود را در رشته حقوق به من داد و امروز نیز به من آموزش می دهد. او در جلسه استماع مدار هفتم و سرمایه گذاری در کنار من بود و اکنون از اتاق نشیمن خود من را تشویق می کند.

من همچنین عضو دادگستری اسکالیا شدم و مانند بسیاری از دانشجویان رشته حقوق ، احساس می کردم که قبل از هرگونه دیدار با او عدالت را می دانم ، زیرا بسیاری از نظرات رنگارنگ و قابل دسترسی وی را خوانده ام. بیشتر از سبک نوشتن او ، محتوای استدلال عدالت اسکالیا بود که به من شکل داد. فلسفه قضایی وی سرراست بود: یک قاضی باید قانون را همانطور که نوشته شده است ، نه آنطور که قاضی آرزو می کند ، اعمال کند. گاهی اوقات این رویکرد به معنای رسیدن به نتایجی بود که او دوست نداشت. اما همانطور که وی در یکی از شناخته شده ترین نظرات خود بیان کرد ، این معنای آن است که بگوییم ما یک دولت قانون داریم ، نه مردان.

عدالت اسکالیا چیزی فراتر از حقوق به من آموخت. او به خانواده اش فداكار بود ، در عقایدش مصمم بود و از انتقاد نترس بود. و همانطور که کار حقوقی خودم را آغاز کردم ، تصمیم گرفتم همان دیدگاه را حفظ کنم. این گرایش در حرفه ما وجود دارد که با رعایت نکردن هر چیز دیگری ، وکالت را کاملاً مصرف کنند. اما این یک زندگی کم عمق و بدون تحقق را ایجاد می کند. من به عنوان یک وکیل و یک استاد سخت کار کردم. من این را مدیون مشتری هایم ، دانشجویانم و خودم بودم. اما هرگز اجازه نمی دهم قانون بقیه زندگی من هویت یا جمعیت من را تعریف کند.

یک اصل مشابه در مورد نقش دادگاهها اعمال می شود. دادگاه ها مسئولیت حیاتی در اجرای قانون دارند که برای جامعه آزاد حیاتی است. اما دادگاه ها برای حل هر مشکل یا اصلاح هر اشتباه در زندگی عمومی ما طراحی نشده اند. تصمیمات سیاسی و قضاوتهای ارزشی دولت باید توسط شاخه های سیاسی انتخاب شده و در برابر مردم پاسخگو باشد. عموم مردم نباید انتظار داشته باشند كه دادگاه ها این كار را بكنند و دادگاه ها نیز نباید محاكمه كنند.

این رویکردی است که من سعی کرده ام به عنوان قاضی در مدار هفتم از آن پیروی کنم. در هر صورت ، من استدلال های ارائه شده توسط طرفین را به دقت بررسی کرده ام ، در مورد دادگاه با همکارانم درمورد مسائل گفتگو کرده ام و تمام تلاش خود را کرده ام تا نتیجه مورد نظر قانون را ، هر نوع ترجیح خودم داشته باشم. من سعی می کنم به این نکته توجه داشته باشم که گرچه دادگاه من سالانه به هزار پرونده رسیدگی می کند ، اما مهمترین پرونده برای طرفین درگیر است. از این گذشته ، موارد مانند اساسنامه ای نیستند که غالباً برای نویسندگان آنها نامگذاری شده باشد. مواردی برای طرفین نامگذاری شده است که در دنیای واقعی ، معمولاً از طریق آزادی یا امرار معاش ، می توانند در این کشورها سود یا باخت داشته باشند.

هنگامی که من یک نظر را برای حل یک پرونده می نویسم ، هر کلمه را از دیدگاه طرف بازنده می خوانم. از خودم می پرسم اگر یكی از فرزندانم حزبی باشد كه من علیه آن رأی می دادم چگونه تصور می كردم: حتی اگر نتیجه را دوست نداشته باشم ، آیا می فهمم كه تصمیم نسبتاً مستدل و منطبق بر قانون است؟ این معیاری است که من در هر مورد برای خودم تعیین می کنم و معیاری است که تا زمانی که قاضی هر دادگاهی باشم از آن پیروی می کنم.

وقتی رئیس جمهور این نامزدی را ارائه داد ، من بسیار افتخار کردم. اما این موقعیتی نبوده است که بدنبال آن بوده باشم ، و قبل از پذیرش با دقت فکر کردم. روند تأیید – و کار در دادگاه در صورت تأیید من – فداکاری ها ، به ویژه از طرف خانواده من ، را می طلبد. من تصمیم گرفتم نامزدی را بپذیرم زیرا عمیقا به قانون و جایگاه دادگاه عالی در ملت ما اعتقاد دارم. من معتقدم آمریکایی ها از هر نژادی شایسته یک دادگاه عالی مستقل هستند که قانون اساسی و قوانین ما را به هنگام نگارش تفسیر می کند. و من معتقدم با بازی در این نقش می توانم به کشورم خدمت کنم.

من با فروتنی درباره مسئولیتی که از من خواسته شده است ، و با قدردانی از کسانی که قبل از من آمده اند ، در برابر این کمیته حاضر می شوم. من نه ساله بودم که ساندرا دی اوکانر اولین زنی شد که در این صندلی نشست. او در تمام مدت تصدی خود در دادگاه الگویی از فضل و وقار بود. وقتی من 21 ساله بودم و تازه کارم را شروع کردم ، روت بدر گینسبورگ در این صندلی نشست. او به کمیته گفت ، “آنچه برای من شده است فقط در آمریکا ممکن است اتفاق بیفتد.” من برای پر کردن صندلی عدالت گینسبورگ نامزد شده ام ، اما هیچ کس هیچ وقت جای او را نمی گیرد. من برای راهی که او مشخص کرد و زندگی او برای همیشه سپاسگزار خواهم بود.

اگر تأیید شود ، افتخار یک عمر زندگی در کنار رئیس دادگستری و هفت دادرس وابسته است. من همه آنها را تحسین می کنم و هر یک را به عنوان یک همکار ارزشمند در نظر می گیرم. و ممکن است چند دیدگاه جدید را روی نیمکت بیاورم. همانطور که رئیس جمهور هنگام اعلام نامزدی من گفت ، من اولین مادر بچه های مدرسه ای هستم که در دادگاه خدمت می کنم. من اولین دادگستری هستم که پس از 45 سال از مدار هفتم وارد دادگاه شدم. و من تنها عدالت نشسته خواهم بود که در دانشکده حقوق در هاروارد یا ییل شرکت نکرده است. من اطمینان دارم که نوتردام خودش را نگه خواهد داشت و شاید حتی بتوانم یکی دو چیز در مورد فوتبال به آنها یاد بدهم.

به عنوان آخرین یادآوری ، آقای رئیس ، من می خواهم از بسیاری از آمریکایی ها از همه اقشار که در طول نامزدی من با پیام های پشتیبانی تماس گرفته اند ، تشکر کنم. من به قدرت نماز اعتقاد دارم ، و شنیدن این که بسیاری از مردم برای من دعا می کنند بسیار نشاط آور است. من مشتاقانه منتظر پاسخ به سوالات کمیته طی روزهای آینده هستم. و اگر من آنقدر خوش شانس باشم که مورد تأیید قرار بگیرم ، متعهد می شوم که وظایف خود را به عنوان عضو دادگستری دیوان عالی کشور نسبت به مردم آمریکا صادقانه و بی طرفانه انجام دهم. متشکرم.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.