بهترین و دست کم گرفته ترین کارگردان ها

0


ایده “برش کارگردان” در فرهنگ سینما افسانه ای شده است زیرا این نشان دهنده پیروزی یک دید شخصی بیش از مجوزهای استودیو و رستگاری احتمالی هنر است که اغلب هرگز به دلیل مناسب خود نمی رسد. به عنوان مثال ، مدیر هنگ کنگ ، وونگ کار وای ، شامل یک مراقبه شاعرانه درباره پیگیری برش کارگردان در مجموعه جذاب و جذاب جدید معیارهای فیلمهایش: “همانطور که گفته می شود:” هیچ کس هرگز دوبار در یک رودخانه قدم نمی گذارد ، زیرا همان رودخانه نیست و همان انسان نیست. ” […] من مخاطبان را دعوت می کنم که از ابتدا دوباره به من بپیوندند ، زیرا اینها همان فیلمها نیستند و ما دیگر همان مخاطبان نیستیم. “

اینکه هر کسی درگیر شود تردید دارد لیگ عدالت زک اسنایدر به فکر دو بار قدم گذاشتن در همان رودخانه بود. با این وجود ، بازسازی چهار ساعته و 70 میلیون دلاری کارگردان در یک اکران دو ساعته که اسنایدر شروع کرد و جاس ویدون به پایان رساند ، نمونه ای عجیب از بریدگی کارگردان است. این اثری است که به یک باره بسیار شخصی است (اسنایدر در ابتدا تولید را رها کرد تا با مرگ دخترش که فیلم به او اختصاص داده شده است) و همچنین کاملاً محصول تقاضای مصرف کننده برای اندیشه برش یک کارگردان ، جلوه ای بی عیب و نقص از جاه طلبی هنری.

در مقیاس خود ، فیلم اسنایدر به صفوف برش های کارگردانی حماسی مانند فیلم فرانسیس فورد کوپولا پیوست آخرالزمان اکنون Redux، که تقریباً یک ساعت به مطالب نجات یافته و بازی بی پایان جورج لوکاس با او افزود جنگ ستارگان فیلم ها. اما آنچه در زیر می آید ده است

کاهش کمتر کارگردان کم کار – چندین نتیجه تداخل استودیو ، بعضی ها مسئله اتمام کار است. و همه آنها کوتاهتر از چهار ساعت هستند!

هالووین دوم، توسط راب زامبی (2009). هنگامی که فروش دی وی دی در اوج بود ، ژانر وحشت مجموعه ای خونین از برش های گسترده و بدون درجه را با هم ترکیب می کرد ، که ارتباط چندانی با تغییر ریشه ای درک مخاطب از یک اثر نداشت و بیشتر مربوط به ادامه اوقات خوشی بود – که در نوع خود کاملا معتبر است. راضی کننده ترین نمونه ، برش کارگردان راب زامبی است هالووین دوم، عاقبت جاه طلبانه تجدید نظر در هالووین، که (خوب یا بد) بخشی از داستان اصلی و بخشی بازسازی شده از نسخه اصلی جان کارپنتر بود. در برش کارگردانی خود ، زامبی به اوج هنری خود می رسد: همانطور که با بازگشت مایکل مایرز به زودی در مورد واقعیت کنترل لوری استرود (Scout Taylor-Compton) خطرناک تر می شود ، زامبی از فیلم های متناوب و گسترده استفاده می کند تا ما را با خود به لبه بفرستد یک جهنم سواری

Titanic 3D، توسط جیمز کامرون (2012). روزهای شکوه کوتاه احیای سه بعدی بیشتر به دلایل خوبی گذشته است ، اما پیش از آنکه کامرون بفهمد چگونه می توان از بینش استریوسکوپی برای تجدید نظر در یک فیلم استفاده کرد. در حالی که تایتانیک همیشه یک شاهکار در طراحی تولید بود ، نمایش آن بیشتر در رمانتیسم بدون شک و تردستی بود ، اما کامرون “موفق شد ملودرام را حتی بزرگتر کند: 3D از هر دو نوع ملایم و بمب گذاری استفاده می شود ، به دک ها و اتاق های غذاخوری عمق می بخشد ، اما همچنین باعث ایجاد کیت می شود کلاه وینسلت از صفحه بیرون می زند. کامرون خطوط ، جزئیات اتمی و البته ماهیت عظیم شاهکار خود را پیدا می کند و آن را نمونه ای از سینمای سه بعدی می کند.

Alien 3: Assembly Cut (2003) از نظر فنی ، Alien 3: Assembly Cut برش کارگردانی نیست ، از آنجا که هرگز واقعاً توسط دیوید فینچر مورد تحریم قرار نگرفت ، که پس از یک تجربه بدبختی که با فیلمنامه های متعدد ، موضوعات تولید و دخالت های استودیویی همراه بود ، این فیلم را رد کرد. اما برش مجمع ما را به آنچه ممکن است فینچر باشد ، نزدیک می کند برای سوم پیش بینی کرده اند بیگانه، که قبلاً یک جانور متفاوت ، تاریک و کریه نسبت به دو قبلی بود. ریپلی با سر تراشیده برمی گردد ، اما در حالی که هدایای برش تئاتر فرومایه می شوند ، مجلس برش خطر جنسیتی در کلنی / ریخته گری مجازات را روشن می کند. جنسیت یک موضوع ثابت در کار فینچر است ، از خودخواهی مرد در شبکه اجتماعی به خشم زنان از دختر از دست رفته و دختری با خال کوبی اژدها به پوچ گرایی همجنسگرا از باشگاه مبارزه ، و Alien 3: Assembly Cut طرح اصلی او برای جهانی است که با توجه به اینکه دیگران چگونه بدن شما را می بینند شکل گرفته است.

.