A place where you need to follow for what happening in world cup

بیل اسکارسگارد ، نویسنده آن وقت IT ، شیطان خود را با بازی در تمام مدت بر سر پنی وایز گریه کرد

0



اما خنده دارترین نکته در مورد این بچه ، به ویژه در آن صحنه ، این است که من با او و مادرش نشسته ام و شما می دانید چگونه وقتی در صحنه های حساس یک فیلم با کودکی روبرو هستید که در غیر این صورت کودک هرگز نمی دید ، شما سعی می کنید از آنها محافظت کنید؟ مادرش چنین بود: “بنکس از نظر سن بسیار بالغ است. او از فیلم های ترسناک یا هر چیز دیگری نمی ترسد. او یک بچه خیلی سخت است. ” و بنکس اینگونه بود ، “بله ، من از هیولا یا هر چیز دیگری نمی ترسم. فقط یک چیز وجود دارد که من به نوعی می ترسم و آن پنی وایز است. ‘ و من مثل این بودم ، “… پنی وایس؟” و من بلافاصله به مادر نگاه کردم ، و او مثل این بود ، “چیزی نگو”. او نمی فهمید که بیل اسکارسگارد همان چیزی است که کابوس های او را آزار می دهد. بنابراین من مثل این بودم که “بیل ، به این بچه نگو که تو دلقک هستی.” و بیل مانند “اوه خدای من است. من کاملا می خواهم به او بگویم. روزی که ما در حال فیلمبرداری آن صحنه بودیم ، بیل چنین بود: ‘آنها فکر نمی کنند شما می توانید این را بدانید ، اما من می دانم که شما یک بچه باهوش هستید. من دلقک هستم آی تی” و بنکس مانند این بود ، “اوه ، این دیوانه است. من این را نمی دانستم. بسیار خوب.’ و من نمی دانم این به هم متصل است یا خیر ، اما در وسط آن صحنه ، بنكس فقط قبل از آنكه تصور شود ، اشك ریخت. من فکر می کنم که به نوعی واقعاً به او رسید.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.