A place where you need to follow for what happening in world cup

جف تودی نمی تواند صبر کند تا شروع به نوشتن آهنگ بعدی خود کند

0


جف تویدی مدت هاست که پربار بوده است ، اما جبهه ساز ویلکو در حال حاضر در یک اجرای بااهمیت Making Shit حضور دارد. در پنج سال گذشته ، تویدی دو آلبوم Wilco ساخته است ، در چندین تور جهانی رفته است ، چهار آلبوم انفرادی منتشر کرده ، در چندین فیلم و سریال تلویزیونی ظاهر شده است (از جمله ، بسیار به طور خلاصه ، “شوق خود را مهار کنید”) و دو کتاب نوشت. متناسب با آن ، اعلامیه کتاب دوم او –چگونه یک آهنگ بنویسیم، یک باهوش ، خنده دار ، بی امان کاربردی راهنمای کشف ترانه سرای مخفی در داخل – با یک تعجب واقعی همراه بود آلبوم، هم. آن یکی نامیده می شود عشق پادشاه است ، تويدی و پسرانش اسپنسر و سامی آن را نوشتند ، تهيه و اجرا كردند.

این یک آلبوم دوست داشتنی است ، در بعضی قسمت ها سبک تر از برخی از کرایه های اخیر او – نتیجه یک مرد ، به گفته خودش ، “شمردن برکاتش”. اما تاریکی آلبوم نیز وجود دارد ، زیرا … چگونه ممکن است وجود نداشته باشد؟

بیشتر اوقات ، همه این بهره وری نتیجه اخلاق بی امان و ذاتاً کار غرب میانه غربی تویدی است که ، به گفته خودش ، او را مجبور می کند دائماً “گند بزند”. در حالی که شما به خود می گفتید قرنطینه زمانی است که شما می خواهید آن رمان را بنویسید ، تویدی در حال ساخت یک آلبوم واقعی بود. GQ با Tweedy در مورد بهره وری ، در مورد روند سرودن ترانه ، در مورد اجرای کنسرت های رانندگی در طول بیماری همه گیر و تعهدی که هر کس باید تا آنجا که ممکن است خوش بین باشد ، فقط برای زنده ماندن صحبت کرد.

قابل توجه است که طی چند سال گذشته چقدر مثمر ثمر بوده اید. شما دو آلبوم انفرادی و یک آلبوم ویلکو منتشر کرده اید ، دو کتاب نوشته اید و حتی در چند فیلم بازی کرده اید. شما حتی در زمان همه گیری آلبومی درست کردید. این کتاب جدید تقریباً مانند یک راهنما برای افراد است که باید از ذهن خود بیرون بیایند و فقط شروع به ساختن گه کنند.

من دوست دارم گریه کنم. من فکر می کنم من از آن جنبه که هستم ، از داشتن و اعتماد به نفس خاصی برخوردار هستم که تقریباً در هر زمینه دیگری از زندگی خودم از نظر خودآگاهی با تصور از خودم در تضاد هستم. من همیشه می توانستم فقط چیزهایی درست کنم و در ساختن چیزهایی گم شوم. من كودكی بسیار انفرادی داشتم. من تنها فرزند نبودم ، اما ده سال کوچکترین بودم. و بنابراین پدر و مادرم در زمان آمدن من کمی بزرگتر بودند و مادرم واقعاً به عنوان یک همراه به من نگاه می کرد ، بنابراین من فکر می کنم او واقعاً دوست داشت من خیلی دور و برم باشم. و بنابراین فکر می کنم یاد گرفتم که وقت زیادی را به تنهایی اشغال کنم. و من فکر می کنم که این نتیجه آن است.

در اولین کتاب خود ، شما در مورد پدرتان صحبت می کنید که به شما می گوید بیشترین بازده را در سنین 45 تا 55 سالگی داشته است. دشوار است که در این مدت به بهره وری خود نگاه نکنید و احساس نکنید که همان هستید. چرا؟ آیا این یک پیشگویی خودکفا است؟

خوب ، من فکر نمی کنم این یک پیشگویی خودکفا باشد ، زیرا وقتی او به من گفت 50 سال داشتم. بنابراین نه در آن یکی. فکر می کنم کارهایی که من از ساختن آهنگ ها ، ضبط کردن و خلق کردن لذت می برم خیلی بیشتر از این زمان شروع شده است. می توانم بگویم که از زمانی که من سالم شدم و توانبخشی کردم ، بهره وری شاید کمی زیاد شده است. فکر می کنم انگیزه یکسانی برای ایجاد داشتم ، هر چه بود ، همان میل ، همان انگیزه بود. اما واقعیت این است که من تا حدی معلول بودم و انرژی بسیار بیشتری نسبت به زمانی که در حال استفاده از مواد مخدر بودم و از نظر ذهنی بی ثبات بودم برای آن انرژی داشتم.

.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.