جنگ بایدن با تورم، نبردی برای تغییر رفتار انسانی است

0

تغییر مصرف کننده از خدمات به کالاها در 18 ماه گذشته در مرکز تورم بالای 31 سال گذشته قرار دارد که ناشی از اختلالات زنجیره تامین گسترده است. درست زمانی که انتخابات میان دوره ای در حال آماده شدن است، مطلوبیت بایدن کاهش یافته است. یکی از معدود راه‌حل‌های او این است که آمریکایی‌ها را وادار کند تا بیرون بروند و زندگی خود را بگذرانند – به جای اینکه در خانه بمانند و حتی بیشتر کالاهای خانگی سفارش دهند که بر تامین‌کنندگان غلبه کند و تورم را بالا نگه دارد.

بیل هوگلند، معاون ارشد مرکز سیاست غیرانتفاعی دو حزبی و دستیار سابق رهبری جمهوری‌خواه در کنگره، گفت: «بهترین کاری که یک رئیس‌جمهور در حال حاضر می‌تواند انجام دهد این است که توقعات را کاهش دهد.» “من کمی برای رئیس جمهور متاسفم. بسیاری از این ها خارج از کنترل او است.»

آخرین گزارش وزارت بازرگانی در مورد خرده فروشی در این هفته – 1.7 درصد افزایش در ماه اکتبر – نشان داد که مصرف کنندگان خط مخارج خود را حفظ می کنند. اما تقاضای شدید برای کالاها فقط عدم تعادل عرضه و تقاضا را تشدید می‌کند که خرید را گران‌تر کرده است. فروش در رستوران‌ها و بارها ثابت بود که نشان‌دهنده تاثیر طولانی‌مدت این همه‌گیری بود.

رشد مخارج مصرف کننده برای کالاها در طول تاریخ به دنبال رشد هزینه های خدمات بوده است. در دوران رکود همه گیر، تقاضا برای هر دو به شدت کاهش یافت. بر اساس داده‌های وزارت بازرگانی، در حالی که هزینه‌های مصرف‌کننده بازگشته است، تقاضا برای کالاها از تقاضا برای خدمات پیشی گرفته است.

کاخ سفید می گوید که افزایش قیمت ها موقتی است و رئیس جمهور به سمت باز کردن گلوگاه های حمل و نقل حرکت کرده است. دولت همچنین در تلاش‌های سیاست‌گذاری امضاکننده‌اش یک چرخش ضد تورم انجام می‌دهد – لایحه زیرساخت‌های دوحزبی بایدن روز دوشنبه به قانون تبدیل شد و قانون «زیرساخت‌های انسانی» چند تریلیون دلاری او را دوباره بسازید.

پیام این است که کاهش مالیات این قانون، همراه با داروهای ارزان‌تر با نسخه، پوشش سلامت، مراقبت از کودکان و مراقبت از سالمندان به بودجه خانوار کمک می‌کند و مردم را به نیروی کار بازمی‌گرداند.

بایدن هفته گذشته در بالتیمور گفت: «این لایحه فشارهای تورمی را کاهش می دهد و هزینه خانواده های کارگر را کاهش می دهد.

جارد برنشتاین، مشاور سیاست اقتصادی بایدن، گفت که رئیس جمهور اقداماتی را برای کاهش شوک های اقتصادی انجام داده است، از جمله فشار برای تریلیون ها دلار هزینه های محرک برای افزایش تقاضا در طول رکود همه گیر.

برنشتاین در مصاحبه ای گفت: «وقتی نوبت به جبران شوک طرف تقاضا می رسد، رئیس جمهور با وجدان عمل کرده است. تعمیر زنجیره تامین پیچیده تر است.

او گفت: “ما بنادر چین، سنگاپور یا آمستردام را کنترل نمی کنیم و آنها نیز با محدودیت های زنجیره تامین روبرو هستند.”

اما برنشتاین به اقدام بایدن برای افزایش ساعات کار در بنادر کالیفرنیا و پولی که برای کاهش تنگناها در بنادر در کارولین شمالی و جورجیا اختصاص داده شده است، اشاره کرد.

او گفت: “اگر به مردم به طور دقیق توضیح دهید که در این فضا چه می کنید، آنها متوجه خواهند شد که شما برای آنها می جنگید.”

مایکل استرین، مدیر مطالعات سیاست اقتصادی در موسسه امریکن انترپرایز، یک اندیشکده بازار آزاد، گفت: «آنها تا حدودی با نحوه توصیف این موضوع مشکل داشتند. آنها باید حداقل درک شوند که این یک مسئله است.»

جمهوری خواهان هزینه های محرک به رهبری دموکرات ها را عامل گرم شدن بیش از حد اقتصاد می دانند. آنها رکود تورمی – رشد آهسته همراه با تورم سرسام آور – را که باعث سقوط ریاست جمهوری جیمی کارتر شد، به راه انداخته اند.

رکود تورمی گیرا است اما بی‌معنی. شرکت ها با پول نقد مواجه هستند و تقاضای مصرف کننده نشانه ای از کاهش نشان نمی دهد. اقتصاد به گسترش خود ادامه می دهد.

اگر دونالد ترامپ رئیس جمهور بود، آن را بزرگترین اقتصاد تمام دوران می خواند. جیم کسلر، یکی از بنیانگذاران گروه چپ میانه گفت: اگر رونالد ریگان رئیس جمهور می شد، آن را بزرگترین اقتصاد تمام دوران می خواند. اتاق فکر راه سوم و دستیار سابق سناتور چاک شومر. این چیزی جز رکود تورمی است. گوزن گوزن وجود ندارد این تئوری نژادی انتقادی اقتصاد است.»

چرخش اقتصاد بخشی از کار رئیس جمهور است، چه برای اهداف سیاسی و چه در دنیای واقعی. در سال 1974، جرالد فورد، رئیس‌جمهور آمریکا تلاش کرد تا با لفاظی‌ها، تورم را به زمین بزند.

فورد گفت: «ما باید اکنون تورم را کاهش دهیم» و از آمریکایی ها خواست کمتر رانندگی کنند، کمتر گرم کنند و کمتر هدر دهند. مردم آن شعار را زد – یا فقط برنده شوید – روی دکمه‌ها، تی‌شرت‌ها، کلاه‌ها و کیف‌های دوشی در کمپینی که بعداً آلن گرینسپن، مشاور اقتصادی فورد، آن را «بسیار احمقانه» توصیف کرد.

کارتر چهار سال بعد دست خود را در اقناع عمومی امتحان کرد. آوریل بود و شکوفه های گیلاس واشنگتن شکوفا شده بود. اما رئیس جمهور یک ژاکت پوشید و کنار آتش نشست تا به مردم بگوید از هدر دادن انرژی خودداری کنند. مانند دکمه های WIN فورد، سخنرانی مورد تمسخر عمومی قرار گرفت.

جوئل ناروف، رئیس ناروف اکونومیکس، یک شرکت مشاوره استراتژیک، گفت: «اکنون احمقانه به نظر می‌رسد، اما کارتر در شرایطی بود که هر رئیس‌جمهوری در آن قرار داشت، اگر مشکلی در اقتصاد وجود داشته باشد که واقعاً نتوانند آن را کنترل کنند. آنها باید حداقل نشان دهند که در حال انجام کاری در این زمینه هستند.

هنگامی که پس از ورود جورج اچ دبلیو بوش به کاخ سفید، رشد اقتصادی کاهش یافت، او به مردم اطمینان داد که اوضاع خوب خواهد شد. بیل کلینتون در مبارزات انتخاباتی ریاست جمهوری 1992 روش مخالف را در پیش گرفت – این اقتصاد است، احمقانه – باعث شد بوش به نظر دور از دسترس باشد.

اما کلینتون نیز در ابتدا نتوانست با اقتصاد ارتباط برقرار کند و به ضرر تاریخی میان دوره ای حزب دموکرات در سال 1994 کمک کرد.

پس از حملات تروریستی 2001، جورج دبلیو بوش از میهن پرستی مصرف کنندگان برای احیای اقتصاد استفاده کرد.

و در سال 2011، در حالی که ایالات متحده هنوز با تأثیرات فروپاشی مالی دست و پنجه نرم می کرد، رئیس جمهور باراک اوباما تلاش کرد شرکت ها را برای استخدام دعوت کند.

اوباما گفت: “بسیاری از شما به من گفته اید که منتظر افزایش تقاضا هستید تا از حاشیه خارج شوید.” یک سخنرانی به اتاق بازرگانی اما بسیاری از اقتصاددانان و فروشندگان شما اکنون افزایش مناسبی در تقاضا را پیش‌بینی می‌کنند. بنابراین می‌خواهم شما را تشویق کنم که وارد بازی شوید.»

ترامپ به طور مشهور سعی کرد از طریق توییتر شرکت‌ها را به طور علنی شرمنده کند تا پیشنهادات او را انجام دهند. مدیران – و بازار – در نهایت او را نادیده گرفت.

چالش بایدن این است که او می تواند نشان دهد که چگونه تقاضای مصرف کننده برای کالاها باعث ایجاد بیشتر مشکل تورم می شود. اما مجبور کردن مصرف کنندگان برای تغییر رفتارشان بسیار سخت تر است.

«چگونه واقعیت اقتصادی را تغییر می دهید؟ ناروف گفت. “اگر به مردم بگویید “خرید را متوقف کنید”، آنها به شما موج تک انگشتی می دهند. هیچ کاری نمی تواند در مورد آن مرد انجام دهد. اما این یک مشکل سیاسی برای او است.»