A place where you need to follow for what happening in world cup

زندگی جان دیوید واشنگتن پس از “تنت”

0


کریس سر صحنه چه چیزی با شما تماس گرفت؟ آیا او فقط همیشه قهرمان شما را فریاد می زد؟

نه ، او می گفت ، [prim British voice] “جان دیوید”. خیلی مناسب بود. صاف شدم مثل اینکه مدیرم هر بار با من تماس می گرفت. مثل این است: “باحال. کریستوفر اسم من را می داند.”

این سورئال بود؟

کاملا. او قهرمان من است. این نوعی هنرمند است که انتظار نداشتم هرگز فرصتی برای کار کردن ، حتی دیدار با او داشته باشم. ملاقات با او ، دو ساعت صحبت کردن ، حتی نه در مورد این فیلمنامه ، بلکه در مورد زندگی و روابط ما و معنای آن برای ما. سپس این کار به سمت بدست آوردن شغل و شخصیت پردازی ، بحث در مورد طرح داستان و داشتن یکسری سوال برای او پیش رفت. او خیلی راحت بود. او به من احساس راحتی کرد و مثل اینکه ما به جای بازیگر برای استخدام با هم همکار هستیم. و این یک تجربه فوق العاده بود ، بسیار دلگرم کننده. به من اعتماد به نفس زیادی می داد که جلو می روم ، چیزی شبیه به اسپایک لی. بچه های کوه Rushmore من واقعاً به من اعتماد به نفس می دهند و با هر تصمیم و کل روند کار من را از خودم مطمئن می کنند.

دیدن یک مرد برجسته سیاه پوست که آن را به سبک جیمز باند در یک فیلم بزرگ جاسوسی نگه داشته است بسیار جالب است.

خوب ، خوشحالم که شما این حرف را زدید و من صادقانه می گویم – من نمی توانستم فکر کنم که این راه را ادامه دهم ، من فکر می کنم این فقط فشار کمی بیشتر است که من نیازی به آن نداشتم. من فشار داشتم اما اینکه مردم چنین احساسی دارند ، خصوصاً اگر شبیه ما باشید ، این فقط یک پاداش است ، این یک مثبت است. و امیدوارم بتوانیم افرادی مانند ما را ترغیب کنیم که در هر صنعتی که هستیم رویاهای خود را دنبال کنیم.

که در BlackkKklansman شما رفتار بیشتری داشتید ، و در بالرها، ریکی جارت مستعد لحظه های انفجاری بیانی بود. جالب بود که تماشا کنید در اینجا یک دنده جدید با شخصیتی که بیشتر رزرو شده است پیدا می کنید. اکثر فیلم های اکشن به دنبال قهرمان با شخصیت بزرگ ، تمام طنزها و شوخی های شکننده هستند. اما شما گمراه شدید ، که تصور می کنم سخت تر است.

آنچه در مورد این شخصیت برای من بی نظیر بود ، آوردن بشریت به آن بود. این واقعیت که نام او The Protagonist است به این معنی است که فقط فرصت ها و امکانات زیادی برای ساختن یک شخصیت از ابتدا وجود دارد. و ما می خواستیم او را انسانی کنیم. کنایه لطیف و ظریفی است و شما ممکن است برخی از شوخ طبعی های خشک او و هیاهوی بین او و نیل را از دست بدهید زیرا بسیار تحت تأثیر دنیایی هستید که به دور او می چرخد. من می خواستم یک انسان را بازی کنم ، می خواستم نماینده آن زن و مردی باشم که در CIA ، Navy Seals و آن صنایع هستند.

اصول یک لحظه بزرگ برای شماست چه حسی داشتید که راه اندازی بازار با تاخیرهای آشفته همراه بود؟ آیا احتمالاً منکر آن لحظه بودید؟

همه گیر و ناشناخته بودن همه اینها ، شاید اضطراب بیشتری نسبت به فیلم برای من ایجاد کرده باشد. من مثل هستم ، خوب این تمام شده است؟ این برای ماست؟ در ماه مارس من در بروکلین زندگی می کردم و از آنجا خارج شدم. مطمئناً من به خاطر یو یوگی آن دلسرد شدم. آنها مدام تاریخ اکران را تحت فشار قرار می دادند ، اما هنوز هم گفتند كه این فیلم را منتشر می كنند. من فقط می خواستم مردم این را ببینند ، دوست داشتم مردم دوباره فیلم ها را تجربه کنند. و همانطور که سرنوشت آن را رقم زده است ، این فیلم ماست که مردم قصد دارند به آن بازگردند. که به نظر می رسد بهتر از آن چیزی است که من حتی می توانم تصور کنم ، صحنه نمی تواند روشن تر باشد.

به من بگو چرا اصول باید روی صفحه بزرگ دیده شود؟

.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.