A place where you need to follow for what happening in world cup

زندگی شیرین خانگی سه جانبه “شکارچیان خانه”

0


این داستان بخشی از GQ است عاشقان مدرن موضوع.


وقتی غریبه ها می فهمند که لری ، برایان و گلی با هم رابطه دارند ، فرض این است که خانه آنها یک جشن جنسی 24/7 است. “اینطور نیست” ، گلی 28 ساله جان خود را از دست داد. به ویژه مردان ، از راه خود بیرون می روند و به برایان می گویند که او یک پسر خوش شانس است. لری 42 ساله با خنده می گوید: “اوه ، او نیست.” “ما درد الاغ داریم.”

سه نفر آنها به دلیل مزمن بودن من از خانه خود در کلرادو اسپرینگ ، که من قبلاً هر فوت مربع آن را دیده ام ، با من صحبت می کنند شکارچیان خانه عادت داشتن. در ژوئیه سال 2019 ، آنها از سان آنتونیو به اینجا نقل مکان کردند و اولین گروهی بودند که در این مجموعه پرطرفدار HGTV در مورد ورزش های پرمخاطب و پر احساس از خرید املاک و مستغلات ظاهر شدند. (برای هر کس دیگری که اپیزودشان را درگیر کرده و از خود تعجب می کند: آنها هنوز سومین غرور را در حمام اختصاصی خود احداث نکرده اند.) عصر دسامبر که صحبت می کنیم ، آنها روی کاناپه اتاق نشیمن خود فشرده شده اند و با همدیگر با محبت صحبت می کنند. لری و گلی برای پر کردن شیشه های شراب خود به طور دوره ای از قاب Zoom فرار می کنند. بچه های آنها ، 12 و 14 ساله ، پس زمینه را لمس می کنند ، در حالی که سگ ، یک گوسفند سفید سفیه ، در نزدیکی آرام آرام چرت می زند. به طور خلاصه ، آنها به میلیون ها خانواده دیگر شباهت دارند که تقریباً هر لحظه بیداری سال گذشته را به دلیل همه گیری همه با هم گذرانده اند.

در صورت انزوای شدید و بی سابقه ، داشتن یک شریک اضافی در کنار خانواده ، خانواده را به نفع خود می کشاند. قبل از اینکه لوری او را قطع کند ، برایان 47 ساله شروع به کار می کند: “ما وظایف را به سه طریق تقسیم می کنیم:” من نمی دانم والدین تنها چگونه این کار را می کنند. لوازم مربوط به آنها. ” گلی ادامه می دهد ، “داشتن شخص دیگری برای آشپزی یا بردن بچه ها به فوتبال. برو به فروشگاه مواد غذایی ، زیرا من از این گه بدم می آید. خشکشویی. چیزهایی مثل آن.”

سه نفر با دو بیش از 20 سال پیش ، زمانی که لوری و برایان در Gainesville ، فلوریدا با یکدیگر دیدار کردند ، آغاز شد. برایان از همان ابتدا می دانست که لوری دوجنس گرا است ، بنابراین آنها هر سال پاییز به Fantasy Fest ، یک نمایشگاه خیابانی 10 روزه پرطرفدار که با ست هوسران محبوب است ، می روند. این امر به آنها اجازه می داد تا زمان ازدواج آنها نه تنها با هم كاوش كنند بلكه از گفتگوهای ناراحت كننده درباره میل و مرزها و قوانین جلوگیری كنند. شش سال پیش ، وقتی آنها با Geli ملاقات کردند ، آنها در یک بار همجنسگرا در سن آنتونیو بیرون بودند. یا به عبارت دقیق تر ، گلی با یک دوست مست بیرون بود که واقعاً می خواست با لری کنار بیاید. دوست بیرون زد و گلی رفت تا به خانه اش برود ، اما نه قبل از اینکه به طور پنهانی با برایان رد و بدل شود. در قصه ای به قدمت زمان ، لوری و برایان در ساعات اولیه بامداد به آدرسشان پیام کوتاه دادند و او درب منزل خود را نشان داد. گلی می گوید: “آنها می توانستند قاتل زنجیره ای باشند.” “شش سال بعد ، اکنون اینجا هستیم.”

البته این تقریباً ساده و ساده نبود. ابتدا موضوع گفتن به فرزندانشان بود. لری و برایان با دعوت از گلی به گشت و گذارهای مختلف شروع کردند و به تدریج بچه ها را با ایده پیوستن به واحد خانواده شان آشنا کردند. گلی می گوید: “ما واقعاً اجازه می دهیم بچه ها رهبری كنند.” “آنها این س questionsالات را می پرسیدند ، بنابراین ما در عوض س themالات آنها را می پرسیدیم. فقط به نوعی از آن طریق پیشرفت کرد. ” لری یک بالش سفارشی در دست دارد که در آن عکس سه نفر از آنها در مراسم تعهد خود در آروبا در سال 2019 نشان داده شده است. او با افتخار به من می گوید: “این چیزی است که دختر ما برای سالگرد یک سالگی ما ساخته است.” “و او نامه ای در دو صفحه نوشت که خانواده اش چقدر عالی هستند و اینکه چطور دو پدر و مادر را دوست دارد.”

با احترام از Angelica Labuguen

بعدی بودند آنها والدین. خانواده برایان آسان بودند. “آنها مانند” بله ، هر طور بودند. عالی است ، “” او می گوید. هرچند لری در یک خانه سخت کاتولیک بزرگ شده بود و کمی بیشتر به مردم احتیاج داشت تا به آن عادت کنند. پدرش ، مخصوصاً اما پس از خواستگاری لری و برایان از گلی ، او به آنها زنگ زد. “پدر من مرد کمی حرفی است:” شنیدم که تبریک می گویم. اگر بچه ها خوشحال هستند ، من خوشحالم. دوستت دارم ، “” لوری به یاد می آورد. در مورد گلی ، که در یک خانواده نظامی کاتولیک فیلیپینی بزرگ شده ، اوضاع حتی دشوارتر بود. “ما بزرگ شدیم و درمورد چیزها صحبت نمی کردیم. و اگر شما در مورد آن صحبت نکنید ، آن وجود ندارد ، “او توضیح می دهد. او سرانجام یادداشتی را در کتاب چند ضلعی که به مادرش داده بود ، در آورد ، اگرچه پدرش ترسناک تر بود. “من به خانه پدر و مادرم رفتم و فقط گریه می کردم زیرا …سلام، من آسیایی هستم! من نمی خواهم پدر و مادرم را ناامید کنم. ” اما پدرش خیلی زود موافقت کرد که از راهرو عبور کند و حتی در مورد راه حل رابطه با خانواده بزرگشان در فیلیپین گفت.

.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.