A place where you need to follow for what happening in world cup

عکاس ، هنر عالی پورنوگرافی ، مارک مک کایت

0


هر بار که به کار مارک مک کایت ، عکاس 36 ساله ساکن لس آنجلس برنده جایزه دیافراگم سال گذشته و تبدیل به نوعی پدیده در دنیای هنرهای زیبا روی می آورم ، با همان س myselfالاتی روبرو می شوم که در اولین آشنایی مرا متحیر کرد. چگونه این تصاویر می توانند یکباره آنقدر سرد و اینقدر گرم ، اینقدر مهار و تسلط داشته و کاملاً افسارگسیخته باشند؟ چگونه آنها می توانند هم انزجار و هم نشاط را بیان کنند؟ چگونه می توانند کاملاً مستقل از موضوع خود – بسیار کثیف و تمیز به نظر برسند؟ عمیق تر: چگونه می توان تصاویری را که بسیاری از منابع معمول تأثیرگذار – روایت روانشناختی ، زمینه اجتماعی ، بیانگر چهره انسان – را رد می کنند ، آنقدر از تأثیر اشباع کرد ، که تقریباً قابل ثبت است؟ احساس اولیه و فوری من از کار با آشنایی کمرنگ نشده است. دستاورد آن نه در حالت سکون بلکه در نوعی تعلیق ارتعاشی است و این تعلیق حس پایان ناپذیری ، بی انتهای لازم در همه هنرها را که دستورالعمل توجه مداوم است ، منتقل می کند.

بهشت زندان است، اولین مونوگرافی وی ، که از انتشارات Loose Joints در این ماه منتشر شده است ، ویژگیهای اساسی کار وی را نشان می دهد: عکسهای سیاه و سفید کاملاً مدوله شده که در بعضی مواقع نور طبیعی مجازات می شوند ، اغلب در معرض چاپ و چاپ قرار می گیرند تا جزئیات پنهان شوند و سایه ها به نوعی دست یابند. سیاه ورطه؛ استفاده چشمگیر از مناظر بیابانی غرب آمریکا ؛ تصویری نفسانی ، گاه لطیف ، گاه کمی ظالمانه – غالباً هر دوی این موارد به یکباره – از اجسامی که غالباً از قواعد حس گرایی در هنر مستثنی هستند. در همه جا ، تعهد به زیبایی ، هر چند زیبایی از نوع چالش برانگیز ، حتی خصمانه. اما این عکس های جدید نیز نشانه ای از عزیمت است. هرگز موضوع او به همان اندازه قاطعانه نبوده است که در این عکسهای رابطه جنسی با صراحت پورنوگرافی به تصویر کشیده شده است. این سبک هرگز در عکسهای منفرد به این شکل مداوم تغزلی یا در استفاده از توالی آنقدر بلند پروازانه نبوده است. تصاویر با فضای سفید ، با سکوت بصری مرتب و متقابل شده اند تا از طریق تأثیرات شاعرانه کنار هم قرار دادن ، قافیه و خودداری ، معنا ایجاد کنند.

همه این پویایی ها در نوع جنسیت سادومازوخیستی مک کونیت به عنوان سوژه خود در این عکس ها افزایش می یابد ، که در آن خطوط تغییر قدرت در هر برخورد جنسی به صورت زنجیره ای آشکار می شود ، اثرات خود جنسیتی در اعمال تخریب نمایشی می شود. این عکس ها به دلیل اشتیاق ، تمایلشان برای نشان دادن همه چیز ، اغلب از چند منظر و تا اثرات بسیار متفاوت ، قابل توجه هستند.

عکس ها پورنوگرافی هستند ، اگر منظور ما از این کلمه صریح جنسی است ، و هیچ چیز را از دید پنهان نمی کند. (در واقع این عکسها چیزهای زیادی را از ما پنهان می کنند – اما نه دستگاه تناسلی ، نه نفوذ ، نه تبادل مایعات.) مشکلی که با این کلمه الاستیک بی وقفه وجود دارد این است که هیچ کس هرگز نمی تواند از معنای آن مطمئن شود. هنگامی که به روشی ادراکی در مورد بازنمایی جنسیت در هنر استفاده می شود ، غالباً علامتی از خلوص گرایی است ، نوعی اخلاق ناپایدار ، بدون قضاوت جدی. (مطمئناً مسخره است که گفته می شود قلمرو بسیار عظیم و مرکزی از زندگی و احساس انسان به گونه ای برای هنر ممنوع است.) اما روش دیگری برای استفاده از این اصطلاح وجود دارد که معیار قابل قبول تری را بیان می کند ، همانطور که رولان بارت هنگام تعریف “وابسته به عشق شهوانی” به عنوان “یک پورنوگرافی که آشفته و شکاف زده شده است.” به نظر می رسد در مورد بسیاری از پورنوگرافی های تجاری تولید شده امروز ، گفتنی است كه قصد دارد پاسخی منفرد به دست آورد – كه مانند تبلیغات ، می خواهد كه ما یك چیز واحد را احساس كنیم. هنر جالب ، هنری که نیروی ماندگاری داشته باشد ، هرگز دوست ندارد که ما یک چیز واحد را احساس کنیم. این همان چیزی است که بارت در تصور خود از شکاف نشان می دهد: این که چیزی پاسخ یکپارچه را با مشکل روبرو کرده است ، تأثیر آن به شکلی جالب شکسته و چند برابر شده است.

.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.