A place where you need to follow for what happening in world cup

لنی کراویتز در مورد خاطرات جدید خود ، آن خاطره روسری و چگونه می توان عضلات شکم خود را دریافت کرد

0


طی هفت ماه گذشته ، لنی کراویتز خانه خود را در پاریس برای زندگی غوطه ور در آفتاب در باهاما ، جایی که مدتهاست در آن املاک نگهداری می کند ، خندق کرد. کراویتس می گوید: “من در واقع حدود 5 نفر بوده ام.” GQ. تقریباً می توانید احساس ذن وی را از طریق تلفن احساس لرزش کنید.

اما کراویتس 56 ساله با وجود محیط آرامش ، در این ماه همچنان مشغول است. در 6 اکتبر ، نوازنده راک خاطرات جدید خود را منتشر کرد بگذار عشق حکم کند، به دلیل اولین آلبوم استودیویی خود در سال 1989 ، که جزئیات 25 سال اول زندگی او را نامگذاری کرده است. در بخش اول ، كراویتس كودكی پر جنب و جوش خود را بین نیویورك و لس آنجلس ، رابطه پر سر و صدا با پدرش ، علاقه غیرقابل توقف او به موسیقی و رابطه اش با لیزا بونت را به یاد می آورد. در طول راه ، کراویتس با قهرمانان خود ملاقات می کند ، یاد می گیرد هویت خود را به عنوان یک یهودی سیاه بپوشاند و عاشق می شود.

در طول 30 سال فعالیت حرفه ای خود ، کراویتس یک سمبل جنسی ، یک برنامه فرهنگ پاپ ، یک میم ، یک دستگاه خردکن گیتار و یک تخته عضلات شکم Pinterest بوده است. دخترش با بونه بازیگر و خواننده Zoe Kravitz است و شوهر جدید Bonet بازیگر Jason Momoa است. او می گوید: “ما یک خانواده هستیم و زندگی خود را اینگونه طی می کنیم.”

در اوایل ماه اکتبر ، کراوتیز درباره خاطرات جدید خود ، برنامه تمرینی ، الگوی رفتاری اخیر که باعث ایجاد احساس ویروسی شده و موارد دیگر شد.

جی کیو: شما در مورد بسیاری از افراد هنرمند چنین تربیت خارق العاده ای داشته اید. اما یکی از اصلی ترین محورهای داستان رابطه شما با مادر و پدرتان است. از پدر و مادر خود چه آموخته اید که به عنوان پدر درخواست داده اید؟

لنی کراویتز: بدیهی است که با پدرم ، همانطور که خواندید ، ما رابطه بسیار چالش برانگیزی داشتیم. اگرچه او من را دوست داشت و من هم او را دوست داشتم ، اما این یک رابطه بسیار چالش برانگیز بود. او آن پدر گرم نبود که دوست داشتم. من مطمئن هستم که من به عنوان یک پدر و مادر ، به عنوان پدر برای فرزندم بسیار گرم شدم ، زیرا می دانستم که این روشی است که باید باشد و این همان چیزی است که من می خواستم. و مادرم بسیار دوست داشتنی ، بسیار گرم ، بسیار خوش برخورد ، از نظر احساسی در دسترس بود و همیشه در تلاش بود تا به من یاد دهد. اما پدرم ، او مرا در معرض بسیاری از چیزهای شگفت انگیز بزرگ شدن در شهر نیویورک قرار داد. من به آن آتش زیر الاغم احتیاج داشتم ، زیرا این امر مرا وادار کرد که واقعاً زود سفر خود را آغاز کنم ، و از خانه خارج شوم و راه خود را پیدا کنم. قرار دادن خودم در آنجا در جهان باورنکردنی ترین آموزشی بود که می توانستم داشته باشم. این دانشگاه من بود: ساعت 15 یا 16 ترک خانه.

چیزی که در کتاب به آن اشاره کردید ، سبک پدرتان است. از نظر سبک چه چیزی از او یاد گرفتید؟

او مردی خوش لباس بود. کت و شلوارهایش را دوست داشت. دهه 1970 بود ، بنابراین لباس ها از استعداد ، رنگ و نقش بیشتری برخوردار بودند. اما او مرد تندی بود. او کاریزماتیک بود. او باهوش بود. بامزه بود من می توانستم ببینم که او چگونه از این گرما در مورد افراد دیگر استفاده می کند ، فقط فکر می کنم او کاملاً نمی دانست چگونه این کار را برای من انجام دهد ، شاید بر اساس رابطه اش با پدرش و همچنین تبدیل شدن او به یک فرد نظامی باشد. او به نوعی من را مانند یک گروهبان بزرگ کرد و من یک فرد خصوصی بودم.

یکی از مواردی که من واقعاً از خاطرات آن را دوست دارم این است که چگونه مادر شما این حضور پنج مادرخوانده را تنظیم کرده است. شما در این کتاب می گویید ، “انرژی زنانه سیاه من را سالم نگه داشت.” از داشتن آن پنج زن متفاوت در زندگی خود چه آموخته اید؟

من قدرت آنها را شناختم: چقدر عشق می توانستند بدهند ، چقدر حمایت می کنند ، چقدر با استعداد هستند و چگونه سنگ خانواده و خانواده هایشان هستند. من همیشه احساس می کردم که حتی در کودکی دیده شده ام. من از استعدادهای خدادادی آنها تعجب کردم. این زنان فقط همه چیز را دستکاری می کردند. آنها نه تنها در مزارع خود دنباله رو بودند ، بلکه از خانواده ، مردان و زندگی خود نیز مراقبت می کردند. داشتن این نوع زنان در اطراف من واقعاً پرورش دهنده بود.

.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.