A place where you need to follow for what happening in world cup

مصاحبه درک دلگاودیو “از خودش”

0


نکته جالب در مورد معروف شدن به عنوان یک شعبده باز – به عنوان نویسنده ، هنرمند و مجری درک دلگودو – این است که مردم شروع به گرفتن ایده کاملاً مشخصی از شما و آنچه که می کنید می کنند. کلاه بالا ، خرگوش ، خانم ناپدید شده ، کل معامله. وی می گوید: “كلمه” جادو “یا” جادوگر “چنین كلمه قدرتمندی است. “این خیلی در مردم به ذهن می آورد. این مانند جمهوری خواهان ، یا دموکرات ها است. “

اگرچه دلگودیو به دلیل اجرای جادوگری ، جوایز انگشت شماری را از آن خود کرده است ، اما مدت هاست که علاقه مند است هنر خود را به سمت هدایت بیشتر و مفهومی سوق دهد. و چند سال پیش ، او شروع به تهیه نمایشی کرد که بتواند به آنچه او احساس می کند ، بپردازد – چیزی که می تواند در بین لغزش بین دید خود و دیگران تأثیر بگذارد. او با زخمی شدن در و از خودش، نمایشی که از سال 2016 تا 2018 ابتدا در لس آنجلس و سپس در نیویورک اجرا می شد و من در پایان برنامه با او صحبت کردم.

Delgaudio توضیح داد که چگونه توهمات نمایش – یک آجر در حال ناپدید شدن است. برخی از ترفندهای کارت غیر قابل درک چیزی که در ذهنیت گرایی وجود دارد – در خدمت ایده فلسفی بزرگتر وجود داشت ، حتی اگر مخاطبانش بیشتر علاقه مند بودند که بفهمند او چگونه همه کارها را انجام داده است. من آنها را سرزنش نکردم: چند روز آینده با وسواس درمورد کشف یکی از بخشهای او که شامل نامه مهر و موم شده توسط یکی از مخاطبان بود نیز بودم. البته این شوخی با من بود: جادوی واقعی در کارهای دلگودیو تأثیرگذار نیست ، بلکه تأثیر آن در مورد افرادی است که آن را تجربه می کنند.

اکنون ، نسخه ضبط شده ای از نمایش – به کارگردانی فرانک اوز ، مانند تئاتر – در تاریخ 22 ژانویه به هولو می آید. از یک نقطه دید ، Delgaudio نسخه جدیدی از همان مشکل را دارد: عبارت “توهم فیلمبرداری ویژه” انواع و اقسام حساسیت های کاپرفلدی را به ذهن متبادر می کند. اما او یادآور می شود ، برچسب ها چیزهای روی حیله و تزویر هستند – و این نسخه از نمایش بیشتر مدیون کار شخصی مانند Spalding Grey مونولوژیست است تا کسی که تجارت خود را در وگاس انجام دهد. ما در مورد گذاشتن همه چیز روی نوار ، آنچه او از روند کار آموخته و طنین اندازهای عجیب و غریب نمایش از زمان پایان آن صحبت کردیم.

می دانم که مدت ها بود که از فیلمبرداری کار خود بیزار بودید. چه عواملی باعث تغییر در اینجا شد؟

از انجام نمایش می توانستم از چهره مردم ببینم که آنچه می گویم در واقع شنیده می شود. شاید عجیب به نظر برسد ، اما من می دیدم که اتفاقی رخ داده است که قبلاً ندیده بودم. و این منجر به تجربه ای شد که ارزش آن را داشت – در مقابل گرفتن عملکرد من ، گرفتن اتفاقاتی که در آن اتاق اتفاق افتاد.

این ویژه سنتی شما نیست ، جایی که دوربین فقط روی شما باشد. مخاطب قسمت قابل توجهی از فیلم است.

آره منظورم این است که آنها نیمه دیگر معادله هستند. خوب است که در فیلم POV من را می گیرید. شما می بینید که چه چیزی ، به عنوان یک مخاطب ، نمی بینید که آنجا نشسته اید ، که همین است من باید نگاه کن و این بخش مهمی از تجربه است ، خواه مردم از آن آگاه باشند یا نه – آن مجموعه ، به دلیل نداشتن اصطلاح بهتر ، انرژی.

با تماشای آن روی صفحه ، شاید کمی تمرکز شما روی او چگونه انجامش داد؟ از همه آن

دقیقا همینطوره. [The illusion is] جنبه ضروری کار است ، اما این موضوع مهم نیست. و وقتی در تئاتر هستید ، نمی توانید تعجب کنید ، آیا آن شخص در آن است؟، یا آنچه پشت پرده است، یا این چیزها. ذهن شما نمی تواند کمک کند که این بخشی از تجربه است ، زیرا ما آموزش دیده ایم که اینگونه فکر می کنیم. اما در فیلم ، شما نمی توانید این افکار را داشته باشید ، زیرا داشتن آنها بی ربط است.

.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.