A place where you need to follow for what happening in world cup

من چگونه تمرکز می کنم: دیو کاب به قدرت افزایش بهره وری در بالیدن آن اعتقاد دارد

0


این How How I Focus است ، سریالی در مورد اینکه چگونه افراد بسیار سازنده و بسیار خلاق سر و صدا را مسدود می کنند و گریه می کنند.

وقتی دیو کاب به داخل اتاق می رود ، صداهای خوب معمولاً دنبال می کنند این تهیه کننده موسیقی با کمک به استفاده از صداهای کشور و آمریکانا مانند برندی کارلی ، شش گرمی را برنده شده است جیسون ایسبل، کریس استپلتون، و استورژیل سیمپسون. به گفته کاب ، این موفقیت بیشتر از طریق جناح بندی حاصل شده است. وی اخیراً از نشویل ، جایی که زندگی می کند ، کار می کند و قرنطینه خود را می گذراند ، گفت: “من هیچ سرنخی از آنچه انجام می دهم ندارم.” “من هرچه جلو می روم آن را جبران می کنم.” با توجه به اینکه این کار برای او بسیار خوب انجام شده است و ما همه در شش ماه گذشته نسخه خود را برای حمایت از آن انجام داده ایم ، GQ با او صحبت کرد تا ببیند آیا او فکرهای مفیدی برای ارائه دارد یا نه.

از ترس خود استفاده کن

ثابت در کار و زندگی من گرفتن چیزی است که کاملاً خارج از منطقه راحتی من است. وقتی این ناهمواری را کسب کردید که نمی دانید چه کاری انجام می دهید ، آن وقت است که سحر اتفاق می افتد. هیجان مردم را از بین می برد و آنها نیز هیجان زده می شوند.

سالها پیش ، دوستم وقتی مهندسی می کرد با سابقه کریس کورنل تماس گرفت. او می پرسد آیا کسی را که شاخ چیده باشد می شناسم؟ من مثل این هستم ، “بله ، من همیشه آن را انجام می دهم.” قبلاً هرگز این کار را نکرده بودم. از طریق دندانهایم دروغ گفتم. بنابراین من به استودیو می رسم و کریس کورنل آنجاست و استیو لیلی وایت ، تهیه کننده و یکی از قهرمانان من در آنجا حضور دارد. من مثل “اوه ، خدا” هستم. [laughs] خط شاخ را شروع می کنم به زمزمه کردن. [Lilywhite’s] مانند ، “بله ، من آن را دوست دارم.” بنابراین به سراغ یکی از دوستانم که موسیقی می نویسد می روم و این خطوط شاخ را برای دوست خود می خوانم. سپس ، این بخش شاخ را در استودیو ملاقات می کنم و به نظر می رسم که در حال کارگردانی هستم ، اما اصلاً نمی دانم چه چیزی را روی کاغذ می خوانم. من نمی توانم موسیقی بخوانم. بنابراین من مثل اینکه می دانم چه کار می کنم رفتار می کنم. منظورم این است که من خط را می دانم چون آن را زمزمه کردم. این بچه های شاخ شروع به بازی می کنند ، و این عالی است. واقعا خوبه. برای شاخ کاری استخدام شدم. من کاملا بلوف زدم و وارد آنجا شدم. من عشق مسائل مثل این. من خطر ورود به یک سرزمین ناخوشایند را دوست دارم.

یک قلم – یا یک تلفن – در همین نزدیکی نگه دارید.

مغز من تمام وقت صد مایل در ساعت می رود. فکر می کنم هر روز با یک ایده عالی بیدار می شوم و تا ناهار آن را فراموش می کنم. بنابراین اکنون سعی می کنم این موارد را در یادداشت های تلفن خود ثبت کنم. قطعاً فراموش کردن ایده های خوب آسان است ، و شاید گاهی اوقات زمان ایده شما خاموش باشد. سپس ، هنگامی که یک روز خشک فرا می رسد ، یادداشت های خود را مرور می کنید ، مانند: اوه ، خوب ، بیایید این کار را بکنیم ناگهان زمان مناسب آن است. آرزوی من این است که هفته ای یک روز خلق کنم که در آن جایی جز نشستن در اتاق خالی و فکر کردن کاری انجام ندهم. و شاید کسی که به همان اندازه من دیوانه است ، با من نشسته است. یک بطری شراب نیز کمک می کند.

(برخی) سستی اشکالی ندارد.

من همیشه کسل کننده بوده ام. [laughs] من تا وقتی که مجبور باشم خیلی تمرکز ندارم. مدرسه برای من همیشه همین طور بود. من هرگز تا پنج دقیقه قبل برای تست درس نخواندم. این نحوه برخورد من در استودیو نیز هست. من عاشق خودانگیختگی هستم. من آن واکنش اولیه را دوست دارم. صادقانه بگویم تمام کارهایی که انجام داده ام کاملاً بالدار است. دروغ می گویم و به کسی می گویم که من تکالیف خود را انجام می دهم یا مطالعه می کنم. منظورم این است که ، من با گوش دادن به موسیقی و لذت بردن از رکوردها مطالعه می کنم. قسمت سستی من احساسات را در اتاق احساس می کند: گاهی اوقات ساعت یک به آنجا می رسید و زمان مناسبی برای ضبط نیست. بنابراین شما برای مدتی غفلت می کنید.

.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.