نظر | در اینجا نحوه نجات بانک های متعلق به اقلیت ها از انقراض آمده است

0

در این وسط گمشده ما کسانی هستیم که معتقدیم ارائه خدمات مالی به افرادی که در جوامع متوسط ​​و اقلیت‌تر زندگی می‌کنند، هم نیازمند هوشیاری برای درک اینکه کدام برنامه‌ها واقعاً قابل اجرا هستند و، شاید مهم‌تر، یک تعهد عمیق به یک محل خاص است. که نه بانک های غول پیکر و نه بوروکرات های فدرال نمی توانند به طور واقع بینانه به توسعه آن امیدوار باشند.

اثرات The Great Winnowing تا حد زیادی از جوامع مرفه پنهان شده است – اما آنها بسیار واقعی و اغلب غم انگیز هستند. حماسه ShoreBank را در نظر بگیرید، یک موسسه مالی افسانه ای توسعه جامعه که در اوایل دهه 1970 برای خدمت به ساوت ساید شیکاگو تأسیس شد. برای چندین دهه، ShoreBank در ایالات متحده و خارج از کشور به عنوان نمادی ملی که به تامین مالی وام گیرندگان طبقه کارگر که به دنبال صعود به طبقه متوسط ​​بودند، ستایش می شد. اما زمانی که رکود بزرگ آغاز شد، مشتریانش جزو اولین کسانی بودند که اخراج شدند و تعدادی از وام‌هایش جزو اولین وام‌هایی بودند که نکول کردند.

خود ShoreBank مقصر نبود. افراد فقیر و اعضای جوامع سیاه پوست و اقلیت تقریباً همیشه اولین کسانی هستند که در یک رکود بیکار می شوند و آخرین کسانی هستند که با تغییر اوضاع دوباره استخدام می شوند. اما با شروع رکود بزرگ، تنظیم‌کننده‌ها نگران بودند که عدم سرکوب برخی بانک‌هایی که وام‌های معوق بیش از حد دارند، یک «خطر اخلاقی» ایجاد می‌کند و به سایر موسسات نشان می‌دهد که می‌توانند در اعطای وام‌های خود اسراف‌تر باشند – نگرانی‌ها اغلب زمانی برطرف می‌شوند. موسسات بزرگتر در معرض خطر هستند. به اعتبار بزرگ خود، شرکت بیمه سپرده فدرال تلاش کرد تا ShoreBank را با تلاش برای تأمین وجوه از برنامه امداد دارایی مشکل دار نجات دهد. اما وقتی صداهای دیگر در داخل کاخ سفید و آژانس‌ها این پیشنهاد را وتو کردند، واشنگتن اساسا بانک را مجبور کرد خارج از تجارت

خیلی از ما خشمگین بودیم. در همان زمان که دولت از بودجه TARP برای نجات موسسات مالی بزرگ‌تری استفاده می‌کرد که «از نظر سیستمی مهم» تلقی می‌شدند، تنظیم‌کننده‌ها پیچ‌ها را بر روی وام‌دهندگان مأموریت‌محور که در حال خدمت به جوامعی بودند که در بحبوحه بحران جهانی بیشترین رنج را می‌کشیدند، محکم می‌کردند. اتفاقات بعدی قابل پیش بینی بود. برخی از دارایی‌های ShoreBank توسط سرمایه‌گذاران ثروتمند که متعاقباً شاهد افزایش سرسام‌آور آن‌ها از طریق بهبود اقتصادی متعاقب آن بودند، بلعیده شدند. بقایای دست و پاگیر حق امتیاز ShoreBank به سمت جلو رها شد. و جوامع ساوت ساید در شیکاگو که زمانی به ShoreBank وابسته بودند، رها شدند تا از سایر وام دهندگان – اغلب بانک‌های بزرگ‌تر که دفتر مرکزی آنها خارج از جوامعشان است – التماس کنند تا در غیبت آشکار ShoreBank فروشگاهی را راه‌اندازی کنند.

قوس این روایت – که در آن یک وام دهنده کوچک به جوامع فقیر و اقلیت کمک می کند تا در زمان های خوب ثروت جمع کنند و سپس وقتی اقتصاد به سمت جنوب می رود کنار گذاشته می شود – برای دهه ها غالب بوده است. خوشبختانه واشنگتن می تواند و باید جلوی آن را بگیرد. قبل از اینکه با یک رکود دیگر مواجه شویم، کنگره و کاخ سفید باید یک شبکه ایمنی ایجاد کنند که به صراحت طراحی شده است تا وام دهندگانی را که در چنگال بحران‌هایی گرفتار شده‌اند، طراحی کنند. اخیر بودجه کنگره افزایش می یابد در این موسسات شروع خوبی هستند. اما برای پایان دادن به این چرخه معیوب، واشنگتن باید با توجه به ریزش های اجتناب ناپذیر اقتصاد، بسیار تهاجمی تر باشد.

برای شروع، کنگره باید یک ذخیره بانکی جامعه فدرال ایجاد کند که می تواند برای حمایت از وام دهندگان کوچک در حال مبارزه در لحظه ای که شرایط اقتصادی بدتر می شود، مستقر شود. FCBR باید از نظر روحی بر اساس ذخایر استراتژیک نفت که در دهه 1970 برای محافظت در برابر شبح یک بحران نفتی دیگر ایجاد شد، الگوبرداری شود – و در این مورد در طول یک رکود اقتصادی گسترده تر در دسترس خواهد بود. مشغله مداوم جامعه نظارتی به اجتناب از “خطر اخلاقی” در طول بحران S&L در دهه 1980، زمانی که وام دهندگان حریص تصمیمات بدی را به هزینه عمومی می گرفتند، به چیزی شبیه به یک غده تبدیل شد. اما بانک‌های متعلق به اقلیت‌ها و وام‌دهندگان مأموریت‌محور، نه آن‌قدر که قربانی شرایط هستند، چراغ‌های بخل هستند. به ویژه به این دلیل که آنها راه نجات کسانی هستند که به آنها خدمت می کنند، آنها مستحق یک مهلت از چنین رویکردی هستند.

دوم، وام دهندگانی که وام‌های مسکن را در جوامع حاشیه‌ای پذیرفته‌اند، نباید در لحظه‌ای که بازار گسترده‌تر می‌شود، مجبور به فروش دارایی‌ها شوند. اغلب، وام دهندگان مجبور می شوند دارایی های خود را با استفاده از سیستمی که در بین سرمایه گذاران به عنوان “مارک به بازار” شناخته می شود، ارزش گذاری کنند، یک روش حسابداری که ترازنامه آنها را با آنچه دارایی ها در هر روز به فروش می رسد برابر می کند. این قانون، مؤسسات اقلیت و جامعه محور را در مقابل مؤسسات بزرگتری که می توانند دارایی ها را از یک مجموعه سرمایه گذاری به مجموعه دیگر منتقل کنند، در یک نقطه ضعف شدید قرار می دهد. گلدمن ساکس با خرید دارایی‌های S&L در حال ورشکستگی به قیمت دلار در دهه‌های قبل، ثروت هنگفتی به دست آورد. ما نباید کار را برای شرکت های وال استریت آسان کنیم تا به طور ناگهانی دارایی های موقتاً کاهش یافته را که مطمئناً در بهبودی دوباره باز می گردند، ربودند.

سوم، سیاست گذاران باید با تغییر قوانین نظارتی که آنها را در معرض آسیب قرار می دهد، به این مؤسسات وام دهی کوچکتر کمک کنند. ضرب و شتم پیشرونده برای مقررات سختگیرانه تر به نفع بانک های بزرگ در مقابل بانک های کوچک است، زیرا بانک های بزرگ به بهترین وجه برای استخدام و سرمایه گذاری در کارکنان و فناوری اضافی مورد نیاز برای پیروی از این بانک ها مجهز هستند. تلاش ها برای اصلاح تعادل نظارتی بین بانک های بزرگ و بانک های کوچکتر به اندازه کافی تهاجمی نبوده است. در غیاب محدودیتی برای بانک‌های کوچک‌تر که وام‌های حاشیه‌ای بیشتری به آمریکایی‌هایی با درآمد پایین‌تر می‌دهند، قوانین اغلب آنها را مجبور می‌کنند تا درخواست‌های ارزشمند را از ترس ناتوانی در پاک کردن یک سری به ظاهر بی‌پایان حلقه‌های نظارتی رد کنند. اگر این بانک‌های کوچک‌تر از این که «از نظر سیستمی مهم» در نظر گرفته شوند، سود نبرند، نباید مجبور شوند این بار نظارتی را انجام دهند.

چالش اصلی برای سیاستگذاران نگران پیروزی بزرگ نباید صرفاً محافظت از عموم مردم ناخواسته در برابر بخل و طمع بخش خصوصی باشد. واشنگتن باید اولویت بیشتری برای حفاظت از نهادهای زیربنایی که برای خدمت به جوامع محروم ایجاد شده اند، قائل شود. هنگامی که وام دهندگان متعلق به اقلیت و جامعه محور مجبور به ترک کار می شوند، کسب و کارها و خانواده هایی که برای ارائه خدمات به آنها مجهز هستند، در نهایت بهای آن را می پردازند. برای مبارزه با نابرابری و بی‌عدالتی، واشنگتن باید آماده شود تا پیش از رکود اجتناب‌ناپذیر بعدی، راه نجاتی واقعی برای آنها بسازد.