ویت ویت نگوین درباره شادی ها و چالش های نوشتن درباره جنسیت

0


بنابراین وقتی با شخصی در وست پوینت صحبت می کنید چگونه تغییر مکان می دهید؟ یا برای افرادی که در یک شرکت بزرگ کار می کنند؟

سعی می کنم پیام را تغییر ندهم. من باید کمی با مخاطب سازگار شوم. بنابراین ، برای مثال در وست پوینت ، من با شوخی “برو ارتش ، ناو را بزن” شروع کردم. توسط یک آلوم وست پوینت به من گفتند که این کار را انجام دهی ، و نتیجه داد ، کف زد. بنابراین شما امتیازات خاصی به مخاطب می دهید. اما در وست پوینت ، من گفتم: “آمریکا یک کشور زیبا و یک کشور وحشی است.” اوج سخنرانی این بود: “همه شما اینجا” میهن پرست “هستید. اما باید بدانیم که این کشوری است که در اثر نسل کشی ، برده داری و استعمار به وجود آمده است. “

من سعی می کنم پیام را برای مخاطب تغییر ندهم ، اما سعی می کنم پارامترهای جوک یا روایت را تغییر دهم. آنها می توانند موافق یا مخالف باشند.

روال نوشتن شما چیست؟

من نویسنده ای نیستم که هر روز می نویسد ، اما استراتژی من این است که همیشه چندین پروژه داشته باشم. لحظه ای که کار من با یک رمان تمام شد ، آماده شروع رمان بعدی هستم. وقتی تدریس این ترم تمام شد ، روی این کتاب داستان نویسی کار می کنم. و وقتی کارم تمام شد ، امیدوارم تا پایان تابستان ، تعداد زیادی یادداشت برای قسمت سوم سال داشته باشم همدل سه گانه بنابراین من بلافاصله به آن می رسم من نمی دانم نویسندگان دیگر چه کاری انجام می دهند ، اما وقتی کاری را به پایان برسانم ، یک روز جشن می گیرم ، سپس دوباره به نوشتن بر می گردم. همیشه یک پروژه وجود دارد.

می توانید کمی درباره پروژه کتاب داستان نویسی صحبت کنید؟

من فقط مکالمه جالبی با لی آیزاک چونگ ، کارگردان فیلم داشتم تهدید کننده. او گفت که قبلاً فیلم های دیگری نیز ساخته بود ، اما تهدید کننده شخصی ترین او است این تنها فیلم زندگی نامه ای اوست. وی گفت که برای مدت طولانی نمی خواست زندگینامه ای انجام دهد ، زیرا زندگی چندان جالبی در روستاهای آرکانزاس به نظر نمی رسید. و سپس به ساخت این فیلم فوق العاده قدرتمند ختم می شود. من احساس می کنم به همان شیوه. من در بزرگسالی بزرگ شدم و فکر کردم زندگی خسته کننده ای دارم. چه کسی می خواهد در مورد زندگی من چیزی بشنود؟ من نمی کنم و سپس من یک داستان زندگی نامه را در نوشتم [the short story collection] پناهندگان. نوشتنش خیلی سخت بود. و اکنون ، زندگی بسیاری از من در این برنامه ها ، در سخنرانی هایی که ارائه می دهم وجود دارد. من زندگی خود را به عنوان وسیله ای برای انتقال این پیام ها در مورد استعمار به روایتی تبدیل کرده ام. بنابراین فکر می کنم حرکت همه چیزهایی که من را به سمت نوشتن این کتاب غیر داستانی سوق داده است ، که فقط بخشی از آن یک خاطره است و بسیاری از آن سیاست و نقد فرهنگی است.

در بیشتر زندگی ام ، فکر می کردم زندگی من خسته کننده است ، احتمالاً به عنوان روشی برای عادی سازی و کنار آمدن با عناصری که به ویژه دشوار بودند. بسیاری از پناهندگان را می شناسم ، ما فقط آنها را مهار می کنیم ، مانند: “بله ، این اتفاق افتاد” ، و شما فقط ادامه می دهید. اما به عنوان یک نویسنده ، تشخیص می دهید که باید به آنجا بروید. هر آنچه را انکار کرده ام از نظر احساسی برای من قدرتمند بوده است ، وادارم می کند نویسنده و دانشگاهی شوم.

تازه اعلام شد که همدل به کارگردانی پارک چان ووک در یک مجموعه تلویزیونی اقتباس خواهد شد. آیا شما اقتباس را می نویسید؟ نقش شما در روند خلاقیت چیست؟

هنگامی که برای اولین بار به USC آمدم ، یک همکار در بخش کلاسیک داشتم که یک فیلمنامه را درباره خدایان یونان فروخت. بنابراین من هم فکر کردم ، می توانم این کار را انجام دهم. من فیلمنامه را نوشتم و مکید. خیلی بد بود اما این دو چیز را به من آموخت. یکی ، من یک کتابچه راهنمای نوشتن فیلمنامه را خواندم و نقشه کشی را یاد گرفتم ، که هنوز هم مدام از آن استفاده می کنم. نکته دیگری که به من آموخت این است که نمی خواهم فیلمنامه بنویسم. من الان فقط روی نوشتن رمان متمرکز شده ام. بنابراین من اقتباس سریال را نمی نویسم. اما من اعتبار تولید کننده اجرایی دریافت می کنم ، که فکر می کنم لیاقت آن را داشته باشم زیرا در جلسات زیادی شرکت کرده ام و با افراد زیادی صحبت کرده ام و سعی در تحقق این امر داشته ام!

آخرین س ،ال ، که می توانید از پاسخ دادن به آن خودداری کنید … اما اتفاقاً امروز 4/20 است و راوی در آن است متعهد می فروشد و حشیش می کشد. آیا شما تعطیلات را جشن می گیرید؟

خوب ، متشکرم که به من یادآوری کردید! معاملات مواد مخدر و صحنه های حشیش در متعهد مطمئناً براساس چیزهایی است که من شاهد آنها بوده ام … و البته البته در کالیفرنیا ، ماری جوانا قانونی است. در واقع ، می توانید آن را مانند پیتزا به درب منزل تحویل دهید. من فکر می کنم من بعضی از آنها را در یک کابینت آشپزخانه قرار داده ام ، اما احتمالاً بیش از یک سال از عمر آن گذشته است. چه کسی می داند هنوز هم خوب است؟ با بچه ها ، تدریس و نوشتن رمان ، چه کسی وقت دارد؟ من خیلی شلوغ هستم که بالا بروم من حدس می زنم بعضی از نویسندگان می توانند وقتی بالا یا مست هستند کار کنند. من نمی توانم آن را انجام دهم!

.