پاتریک موراتوگو در سرنا ویلیامز و اوپن فرانسه

0


بچه هایی مثل شما که آکادمی های تنیس را تاسیس نکردید ، اداره نمی کردید. شروع کار برای شما چگونه بود؟ آیا فروش سختی بود؟

شروع کار من بسیار دشوار بود زیرا من فرد معمولی نبودم که از دنیای تنیس می آمد. تنیس بسیار محافظه کارانه است. بازیکنان سابق ، اساساً تنیس دارند. بنابراین از لحظه اول استقبال نکردم. من از 26 سالگی آکادمی تنیس را شروع کردم [International Tennis] فدراسیون فوق العاده بود ، بیایید آن را با من “دشوار” بنامیم. و آره ، احساس کردم دنیای تنیس علیه من است.

از سبک مربیگری خود بگویید. چطور می خواهید مربیگری یک بازیکن آینده دار مثل کوکو گاف را مربیگری کنید و تفاوت آن با مربیگری یک بازیکن بزرگ تاریخ مانند سرنا تفاوت دارد؟

خوب ، من به همه متفاوت برخورد می کنم ، و به همه یک روش نزدیک می شوم. همه نیازهای کاملاً متفاوتی دارند. همه به روابط متفاوتی با مربی نیاز دارند زیرا شما با همه یکسان صحبت نمی کنید. کلمات مهم هستند. شما با مردم به همان روش ارتباط برقرار نمی کنید. البته نیازهای آنها در تنیس نیز کاملاً متفاوت است. من با یک صفحه سفید شروع می کنم ، و نوعی روش نوشتن را می نویسم که باید برای آن بازیکن استفاده کنم ، که نمی دانم چه موقع شروع کنم ، زیرا قصد دارم آن را کشف کنم. همین مسئله باعث جذابیت این کار شده است. در غیر این صورت ، این یک دستورالعمل است که هر بار آن را دوباره راه اندازی می کنید.

نکته ای که فرق نمی کند این است که من با سرنا مثل کسانی که رفتار می کنم رفتار می کنم. من با او راهی صحبت می کنم که باید با او صحبت کنم. من به او می گویم آنچه را که باید به او بگویم. این خیلی مهم است البته ، من در نظر می گیرم که او کیست. نه از نظر مشهور بودن یا سرنا ویلیامز بودن بلکه او به عنوان بازیکن ، تجربه ای که تجربه کرده است.

وقتی با یک بازیکن شروع می کنید ، یک ایده می فروشید. شما یک داستان را به بازیکن خود می فروشید. و او داستان را مرتکب می شود. او هیجان زده است زیرا شما او را متقاعد کرده اید که این داستان باعث می شود او بسیار بالاتر از گذشته باشد. و چون او داستان را می خرد ، همه کارها را 100٪ انجام می دهد. من همیشه می گویم که کیفیت شماره یک مربی اشتیاق است. او باید 100٪ به بازیکنش ایمان داشته باشد. او باید بسیار هیجان زده باشد. و او باید در داستانی که می گوید بسیار مطمئن باشد و اینکه این داستان نتیجه ای را که او می فروشد به بار خواهد آورد.

می توانید مثالی بزنید؟ مثلاً داستان سرنا چیست؟

خیلی خوب گفته نشده ، ها؟ چیزی که من برای او توضیح دادم این است که او بیش از حد بسیاری از مسابقات را از دست داده است. و من به او گفتم ، “چند دلیل وجود دارد که شما مسابقات زیادی را از دست داده اید. اول از همه ، شما همیشه 100٪ آماده مسابقات نمی شوید. این یک اشتباه بزرگ است زیرا شما مسابقات را از دست می دهید زیرا که نیستید 100 prepared آماده شده است. و در پایان سال ، هر باخت ضررهای دیگری به همراه دارد. هر باخت اعتماد به نفس شما را از شما می گیرد و به شما آسیب می رساند. به دلایل بد نمی توانید ضرر کنید. شما نمی توانید همه چیز را برنده شوید ، اما هر بار که یک مسابقه را از دست می دهید ، باید از سه چیز مطمئن باشید. “

“اول از همه ، من 100٪ آماده هستم. اول از همه ، من قبل از آمدن به زمین مسابقه برای ضرب و شتم این بازیکن ، برنامه A دارم و برنامه B. من ، سوم ، در طول مسابقه 120٪ برای پیروزی می دهم. “

بنابراین ، این همان کاری است که ما انجام دادیم. فکر می کنم سه سال آینده ، او شاید چهار یا پنج مسابقه در سال را از دست می داد و بین 80 تا 100 پیروزی کسب می کرد. این چیزی است که من در تنیس دوست دارم. درست کار می کنید ، حقوق می گیرید.

.