پیتر یلدام: یک خاطره شخصی

0

فکر می‌کنم کمی پیش می‌آید که یک خاطره شخصی درباره آن بنویسم پیتر یلدام، زیرا اگرچه بیش از دو دهه است که او را می شناسم، اما هرگز او را شخصاً ملاقات نکردم. و در حالی که ما مکاتبه کردیم، مطمئنا نمی توانم ادعایی داشته باشم 84 Charing Cross Road بینش نوع شخصیت او – مطمئناً نمی‌توان با آن مقایسه کرد، مثلاً از فرزندان دوست‌داشتنی‌اش لین و پری، یا دیگر خانواده‌اش، یا دوستانش که تعداد زیادی از آنها وجود داشتند.

اما فکر می‌کردم به هر حال ارزش آن را دارد که چیزی را کنار بگذارم، زیرا انجمن ما برای من معنایی داشت، و فیلمنامه‌نویسان استرالیایی خیلی کم مورد تقدیر قرار می‌گیرند و هر گونه تبلیغاتی تبلیغات خوبی است، همانطور که مطمئن هستم پیتر خودش هم قدردانی می‌کرد، زیرا در این بازی کار کرده بود. چندین دهه

البته، او فقط یک فیلمنامه نویس نبود، بلکه یک رمان نویس، نمایشنامه نویس، رادیو نویس، نویسنده تلویزیون، مقاله نویس، ویراستار فیلمنامه و به احتمال زیاد چیزهای دیگری بود که من از آنها بی خبرم – او خود را به یک شکل محدود نکرد. ، تعداد کمی از نویسندگان حرفه ای می توانند (یا می خواهند). تطبیق پذیری پیتر عاملی کلیدی در این بود که چرا او چنین حرفه ای طولانی داشت، از دهه 1940، زمانی که در نوجوانی شروع به نوشتن فیلمنامه های رادیویی کرد، تا چند سال پیش. عوامل دیگر عبارتند از حرفه ای بودن، طبیعت خوب، اراده، سرسختی، و همسر حامی او – و البته استعداد، اگرچه هر چه بیشتر در این صنعت کار می کنم واضح تر می شود که وقتی صحبت از طول عمر به میان می آید، عوامل دیگر مهم تر هستند. نسبت به دومی

من برای اولین بار در اواخر دهه 1990 با پیتر تماس گرفتم و برای همین مجله در روزهای چاپ آن قطعه ای نوشتم. من مقاله ای درباره فیلمنامه نویسان برجسته استرالیایی می نوشتم و می خواستم بخشی را در مورد پیتر اضافه کنم: اگرچه او احتمالاً به خاطر فیلمنامه های مینی سریالش بیشتر از فیلمنامه های سینمایی اش شناخته شده بود، اما هنوز چند تیتراژ مفید در صفحه بزرگ داشت، از جمله مرد کمدی (1963) با کنت مور، مرد ما در مراکش (1966) برای هری آلن تاورز، دوئل طولانی (1967) با یول برینر و سن قانونی (1969) برای مایکل پاول.

پیتر فوراً، دوستانه و مختصر به پرسش ایمیل من پاسخ داد – فکر می‌کنم او از کسی که واقعاً به فیلم‌نامه‌نویسان استرالیایی علاقه‌مند است خفه شده بود – و به این ترتیب دو دهه مکاتبه‌های درون و بیرون را آغاز کرد. مسلماً بیشتر «خاموش» تا «روشن» بود، اما تجدید آشنایی ما همیشه برای ما لذت بخش بود: او در قطعه دیگری در مورد فیلمنامه نویسان استرالیایی برای خط داستان، مجله AWG که اکنون از بین رفته است. او اطلاعات فوق‌العاده‌ای از پشت صحنه درباره کارش در فیلم راد تیلور ارائه کرد تصفیه کننده (1965)، برای کتاب من در مورد راد (شامل داستان های راد و اطرافیانش، و ماجراهای مهیج ترور هاوارد)؛ او همیشه زمانی که من سعی می‌کردم از یک فشار مقررات محتوا حمایت کنم، پاسخ می‌داد. ما اطلاعاتی درباره کارگردان دان شارپ و نویسنده جان کلیری با هم عوض کردیم. ما یک ارتباط شخصی بسیار دور و برون داشتیم که جان تری، شوهر اول مادربزرگم، کات پول، در مدرسه به پیتر آموزش داد. نانا کات من (که امسال نیز درگذشت) از طرفداران رمان های پیتر بود و خیلی جالب بود که به او بگویم او را می شناسم و می توانم جملات ستایش آمیز او را به او منتقل کنم. در اواخر دهه 2000، پیتر مربی فیلمنامه‌ای بود که من در سری آزمایشی استرالیایی-هندی 1977-1978 از طریق PFTC آن زمان نوشتم – او به پول نیاز نداشت اما پذیرفت که این کار را بپذیرد زیرا طرفدار کریکت بود. . و در چند سال گذشته با بازی تلویزیونی عالی او ارتباط برقرار کردیم روز اتحاد.

من چند بار در مورد آن اثر برای این وب سایت نوشته ام، اما برای کسانی که نمی دانند، این فیلمنامه ای از پیتر در مورد سربازان میانسال استرالیایی جنگ جهانی دوم بود که در روز آنزاک ملاقات می کنند، مشروب می خورند و زندگی ناراضی خود را فاش می کنند. .

روز اتحاد برای بی‌بی‌سی سفارش داده شده بود، که در سال 1962 فیلمبرداری آن با استقبال زیادی مواجه شد. این محصول برای پخش توسط TCN-9 در سیدنی خریداری شد تا توسط رئیس سانسور که ادعا می کرد بی احترامی به سربازان است ممنوع شود. من با یک کپی کامل از فیلمنامه (فوق العاده) از طریق یک قطعه عالی روی آن از سوزان لوور مواجه شدم. به لطف لطف کارگردان دنی لارنس و گروه بازیگران فوق العاده، اوایل امسال ترتیبی دادم که نمایشنامه را در AFTRS بخوانم، اولین باری که فیلمنامه در این کشور اجرا شد.. پیتر نتوانست آن را بسازد، اما ما ضبطی از اجرا را برای او فرستادیم که باعث خوشحالی او شد و من برای همیشه از همه کسانی که با آن روز همراه بودند برای تحقق آن سپاسگزار خواهم بود.

اخیراً متوجه شدم که در اوایل دهه 1960، شبکه ABC این شانس را داشت که فیلمنامه پیتر را فیلمبرداری کند. روز اتحاد اما آن را رد کرد زیرا “بیش از حد شبیه” بود یک روز از سال: که اتفاقاً اصلاً درست نبود، اما ABC آن روزها طعم بدی داشت. در همین زمان، ABC چندین فیلمنامه دیگر پیتر را که برای تلویزیون بریتانیا در استرالیا فیلمبرداری شده بود، از جمله رد کرد. تندر در برفی و شرق کریسمس – در اوایل دهه 1960 دریافت داستان های ما در تلویزیون بریتانیا آسان تر از استرالیا بود. اگر بخواهیم منصف باشیم، وقتی پیتر در دهه 1970 به خانه بازگشت، به یکی از نویسندگان برتر تلویزیون ABC تبدیل شد، با تیتراژهایی مانند سرزمین بی زمان و 1915.

او برای تبلیغات نیز نوشت (این دو قهرمانان مینی‌سریال‌ها فوق‌العاده هستند)، و همچنین تهیه‌کنندگان مختلف فیلم (صنعت ما باید بیشتر از او در این زمینه استفاده می‌کرد، اما عموماً در آن زمینه در مقایسه با تلویزیون با او رفتار وحشتناکی می‌شد)، به‌علاوه نمایشنامه‌ها، با تأکید او به طور فزاینده‌ای به رمان‌ها روی آورد. سالهای بعد.

یک نقل قول عالی در مورد حرفه های آهسته سوز از موسیقیدان فیل اوکی وجود دارد که زمانی گفت: “اگر می خواهید از پاپ درآمد زیادی کسب کنید، تعداد زیادی شماره 3 باشید. مانند New Order.» من همیشه احساس می‌کردم پیتر یلدهام حرفه‌ای مشابه در دنیای نویسندگی داشت – او همیشه در طول دوران حرفه‌ای‌اش، چه در رادیو، فیلم، تلویزیون، تئاتر یا رمان، بسیار پیشرو بود، اما او همیشه کار می‌کرد، همیشه در جدول‌ها. . خاطرات بسیار خواندنی او شروع با یک صفحه خالی شرحی عالی از پیروزی ها، بلاها، دردهای قلبی و مبارزات او، به ویژه خودکشی برادرش دیوید.

پیتر یلدهام عمر طولانی داشت، زندگی خانوادگی شادی داشت، با انجام کاری که دوست داشت و به کشورش خدمت کرد، به عنوان یک سرباز و روایتگر داستان های آن، پول زیادی به دست آورد. شما نمی توانید بیشتر از این بخواهید. با این حال دلم برایش تنگ خواهد شد.