25 شی Cultural فرهنگی که در زنده ماندن در سال 2020 به ما کمک کردند

0



وقتی اوضاع از هم می پاشد ، توسط پما چودرون. وقتی شنیدم که Devendra Banhart آن را تعریف می کند ، این کتاب را توسط یک راهبه بودایی کشف کردم پادکست دو ماه به همه گیری رسیده است. به طور خاص ، بانهارت در حال خواندن بخشی بود که در آن چودرون یک کلمه تبتی را توضیح داد –شما تانگ چه– که به معنی “کاملا خسته” است. بانهارت گفت: “این یک تجربه از ناامیدی کامل ، قطع امید کامل است.” “این آغاز آغاز است. بدون اینکه امید خود را از دست بدهیم – اینکه جایی باید باشد ، جایی بهتر باشد – ما هرگز با جایی که هستیم یا همان که هستیم آرام نخواهیم شد. ” اگرچه به نظر می رسید ، بسیار ناامیدکننده ، نقطه مقابل خوبی برای ایده محبوب آن زمان مبنی بر خنثی کردن یک رمان قرنطینه بود. و به نظر می رسید مثل یک تقطیر شدید یک احساس جمعی در آن لحظه از ماه مه است. کتاب چودرون نقطه مقابل گریز است ، و به همین دلیل راحتی آن را فراهم می کند: با در نظر گرفتن خواننده در لحظه حاضر ، و تشویق او برای پناه بردن به آموزه بودایی ناپایداری. چودرون می نویسد: “حقیقت این است که همه چیز واقعاً حل نمی شود.” “آنها دور هم جمع می شوند و از هم می پاشد. آنها دوباره دور هم جمع می شوند و دوباره از هم می پاشد. دقیقاً همینطور است. ” – اسکیپر خشت


“این بازوهای مین” ، ساخته اوتیس ردینگ. همه چیز با یک سری تماس ها ، متن ها و FaceTimes شروع شد وقتی پدر من 70 ساله شد. “آهنگی که هرگز قدیمی نمی شود چیست؟” از او س askedال کردم. وی بدون فکر دیگری از کالیفرنیا پاسخ داد: “این بازوهای مین”: کل آلبوم همیشه من را گریه می کند. “به زودی” این بازوهای من “به تکرار تبدیل شد به موسیقی متن همه چیز: یک حرکت سریع صبح ، یک نفس عمیق یک روز پس از استرس ، و یک بعد از ظهر پیاده روی از طریق پارک فورت گرین. ​​امسال ، من در کلاسیک ها آرامش بیشتری پیدا کرده اید: 31 دقیقه کامل گوش دادن از اوتیس درد در قلب من آلبوم ، جونی میچل ، مورد علاقه دوست دخترم ، در مورد وینیل ضبط می کند ، “This Must Be The Place” از “Talking Heads” ، “Me and Bobby McGee” از جانیس جاپلین – آن آهنگهایی که هر چقدر هم که همه چیز در اطراف ما تغییر کند ، بازهم شما را متوقف می کنند گریه کردن. – ویلا بنت


2020، توسط Jon Bon Jovi. همه سال سختی را پشت سر گذاشتند. برخی بهبود نمی یابند. برای من شخصاً ، 2020 سخت ترین زندگی من بود. من بین مراقبت از پدرم که از سرطان می میرد و دخترم که به یک بیماری مزمن معده مبتلا شده است و ما در بهار امسال در حین قفل کشف کردیم ، مشغول جابجایی بوده ام.

برای آنها خیلی سخت تر شده است ، اما من سختی کشیده ام. حقیقت این است که ، من تا حدی به سال 2020 برخورد کردم. احساس می کردم کمی در دریا گم شده ام. پدر بودن پاداش و برآورده می کند ، اما همیشه سرگرم کننده نیست و می تواند تنها باشد. اکنون این چالش جدید در خانه وجود داشت و من احساس می کردم بیش از هر زمان دیگری گم شده ام.

در آوریل ، در روز تولد من ، در مورد جون بن جووی که از طریق بنیاد و انبار غذا خود صدها نفر را تغذیه می کرد ، خوانده ام. در اواخر سال ، من به آلبوم جدید او برخورد کردم ، 2020 – اگرچه او واقعاً هرگز جدی گرفته نشده است ، اما این اقدام جدی و جدی وی اعلام شد. من بلافاصله آن را دوست داشتم تحت تأثیر قرار گرفتم ، الهام گرفتم و حتی به آن کمک کردم.

من گوش کردم به 2020 کل تابستان؛ این مرا همراهی کرد مخصوصاً در ماه آگوست ، وقتی طوفان یک هفته برق را قطع کرد و من وقت زیادی را صرف کار با یک ژنراتور بنزین کردم ، خانواده و خانه را سرپا نگه داشتم. این من را مانند یک قایق نجات که توسط یکی از دوستان قدیمی ام که هرگز ملاقاتش نکرده ام ، از میان پارازترین آبها و غم انگیزترین رکودهای سال طولانی و وحشتناک حمل می کرد.

به طور خاص یک آهنگ ، “داستان عشق” ، در ذهن من پخش شد و زندگی من را موسیقی متن کرد. این یک والس بزرگ ، واضح ، عالی و ملودیک است – بسیار مک کارتنی – که تصمیم دارد در هر عروسی و فارغ التحصیلی در آمریکا بازی شود ، وقتی این کار را دوباره انجام می دهیم. “پدران دختران را دوست دارند ، مانند مادران پسران را دوست دارند ، آنها قبل از اینكه دختری داشته باشند داستان های خود را می نوشتند.”

وقتی سرانجام در مورد همه چیز با جون صحبت کردم ، او به من گفت: “فصل هایی از زندگی خودت را بنویس ، فصل های مربوط به دختر و پدرت را درست کن ، زیرا این مهم است.” حق با اونه، البته. با شنیدن این حرف برای من مهم بود. توصیه خوبی بود ، صادقانه و شخصی ، مانند آهنگ. دقیقاً هیچ چیز تغییر نکرد ، به جز اندکی درون من.

به افرادی که دوستشان دارید بگویید که آنها را دوست دارید. پارو زدن را ادامه دهید. – لوکاس زالسکی

.