A place where you need to follow for what happening in world cup

DMX تبدیل به آگونی و انرژی اتمی به یکی از میراث تایتانیک رپ شد

0


همه اینها در سال 1981 منفجر شد. بدنبال اخراج دیگری برای رفتار بد ، مادرش پسر 10 ساله خود را به یک بازدید غافلگیرانه برد تا از خانه گروه دهکده کودکان دیدن کند. با اعتقاد به اینکه او فقط مشغول بازرسی از محل است ، او را وارد م intoسسه کرد. او حتی شانس آوردن لباسهایش را از خانه نداشت. در Ruff Ryders Chronicles، DMX گریه کرد و خیانت را لحظه تعیین کننده زندگی خود توصیف کرد: “همان موقع ، من یاد گرفتم که هر چه من را آزار می داد کنار بکشم ، پنهان کنم و دفن کنم. طرف دیگر من در آنجا متولد شده است – طرفی که به من امکان می دهد از خودم محافظت کنم. “

چندین ماه بعد ، او و یک کودک دیگر به جرم آتش سوزی دستگیر شدند. وی در دفاع از خود مدعی شد که نمی خواهد مدرسه را به آتش بکشد ، فقط ببینید آیا شعله های آتش کبود می شود یا خیر. اندکی بعد ، او نزدیک بود که همدست خود را بکشد ، و گروه را به خانه منتقل کرد تا وی را در بیمارستان منزوی کند. این آماده سازی برای دوره های سلول انفرادی بود که طی چهار دهه آینده فشار بر او پخته شد.

پس از 18 ماه ، DMX به خانه بازگشت. او که زندگی خانوادگی خود را تحقیر می کرد ، شب را در خیابان ها گذراند و در سطل های لباس ارتش نجات خوابید و سعی کرد با سگ های ولگرد دوست شود. تا آن زمان ، او عاشق هیپ هاپ شده بود و قسمتهایی از آقای جادو را ضبط می کرد و ادعا می کرد که ابیات وودینی در واقع آفریده خود او است. او می توانست به یک استاد نوپا در ضرب و شتم ضرب و شتم تبدیل شود ، و نام رپ خود را از دستگاه طبل دیجیتال Oberheim DMX گرفت که صداهای ضربی مدرسه قدیمی را تعریف می کرد. یک خواننده رپ مورد احترام منطقه ای به نام Ready Ron مشاوره اولیه را ارائه داد و او را تشویق کرد که این هنر را جدی بگیرد. او همچنین ادعا شده است او را با کوکائین آشنا کرد به شکل “وولی” ، بلانت بسته به کوکائین که به اشتباه 14 ساله DMX تصور می کرد کاملاً علف هرز است.

در مورد آموزش در بخش یونکرز چیزهای زیادی وجود ندارد گوش همه افراد بالای کلاس اسلحه حمل می کردند. X به عنوان دانش آموز اول ، سریع ترین تیم تیم پیست دانشگاه دوم شد ، و علی رغم نمرات بد و سابقه حضور کم در مسابقات شرکت کرد. اما او شکسته ، گرسنه بود و از نظر دست و پا زدن ، ژنده پوش به نظر می رسید. نه مادرش و نه مادربزرگش پولی برای کمک به او نداشتند. راه اسلحه به مسیر دلخواه وی تبدیل شد. اولین قربانی او خانمی بود که از یک سوپرمارکت در میدان گتی یونکرز بیرون می آمد. او با پریدن از بوته ها ، کیف پول را از روی شانه او ربود و با سرعت بالا رفت. این امتیاز 1000 دلار وجه نقد برای او داشت که از آن برای خرید یقه چرم و بند جدید سگش بلکی و یک جفت Timbalands استفاده کرد. از ابتدا ، DMX همیشه DMX بود.

با پایان سال اول تحصیل ، کلاسها یک فکر پس از تحصیل بود. مدرسه فقط راهی برای سرقت از بچه های دیگر بود. او یک رژیم سخت گیرانه در روز ایجاد کرد: قبل از مدرسه ، بعد از مدرسه و اواخر شب. سه طعم مختلف مردم برای انتخاب. او ادعا کرد که شیفت صبح “سرقت فشار” است ، به دنبال بچه هایی که به مدرسه می روند یا با پول در فروشگاه گوشه و کنار نوجوانان را می دوند. در یک اعتراف آشکار ، او نوشت که راحت تر است که گوشت مردم را سرقت می کند. حمله به خانه آناتما بود. حتی در پایین ترین سطح ظالمانه اش ، چیزی بطور ذاتی انسانی برای او وجود داشت که مشتاق تعامل شخصی بود ، دیدن سفیدی چشم آنها.

هیچکدام از داستان های DMX واقعی به نظر نمی رسند ، اما باید چنین بود. در سال 1986 ، پلیس سگ او بلکی را به ضرب گلوله کشته است. هفته بعد ، او با اسلحه ای اره بر روی پای خود به یونکرز هایان نشان داد. سال بعد ، او یک سرگرمی جدید پیدا کرد: سرقت اتومبیل ها. در یک سواری شادی در همپتونز ، پلیس او و یکی از دوستانش را کشاندند و منجر به پیشنهاد مناقصه در زندان اصلاحیه شهرستان سافولک شد. این اولین دوره زندان او نبود ، اما اولین برخورد او با حفره بود. به مدت یک هفته ، او در یک جعبه 6 9 9 لنگ حبس شده ، توسط زندانبانان سادیست محافظت شد ، و مجبور شد آب از سینک ظرفشویی بنوشد. مثل همیشه X از محرومیت معنی پیدا کرد. انفرادی منجر به اولین موفقیت هنری خود شد.

.

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.